طنز نوشته های اجتماعی

طنز نوشته های اجتماعی

ارسال فایل نشریه به ایمیل بنده مستدعیست. با تشکر hajsaeidi@gmail.com
طنز نوشته های اجتماعی

طنز نوشته های اجتماعی

ارسال فایل نشریه به ایمیل بنده مستدعیست. با تشکر hajsaeidi@gmail.com

موسیقی آبگوشتی!

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

نور، صدا، دوربین، کپی!


صنعت سینما این روز ها حال و روز خوشی ندارد. البته به بد یمنی قدوم نا میمون این چشم بادامی ها و وجود برخی سوء مدیریت ها، خیلی از صنایع دچار انواع و اقسام نارسایی ها و درد و مرض لاعلاج شده اند ولی خدا وکیلی حیف است صنعت سینما با این همه طرفدار و هوادار زمین گیر شود. هر چند یکی از عوامل برزگ زمین خوردن سینما دستگیر شد و به مجازات اعمال ننگین خود رسید ولی همگی می دانیم برخورد قهری با افرادی نظیر غلام تکثیر(!) چاره کار نیست و این جماعت همانند سی دی و دی وی دی در حال تکثیر و زاد و ولد هستند. با وجود اینکه در سال های اخیر در خصوص جلوگیری از تکثیر غیر مجاز فیلم های سینمایی اقداماتی صورت گرفته از گران کردن سی دی تا خواهش و التماس در اول فیلم های شبکه خانگی و استفاده از سیستم « این تن بمیره کپی نکنید!» ولی متاسفانه هیچکدام جواب نداد و همچنان صنعت سینما مورد بی مهری عده ای قرار می گیرد. اما در روز های اخیر ظاهراً دوباره مسئولین در صدد حمایت از سینما افتاده اند. اصل داستان ...
«پس از ا نتشار خبر کشف و ضبط یکصد هزار حلقه کپی غیرمجاز آثار سینمایی، مدیر عامل موسسه رسانه های
تصویری از حذف دی وی دی و سی دی از شبکه نمایش خانگی در آینده ای نزدیک خبر داد. وی افزود: راهکار اصلی این ماجرا این است که از طریق دستاوردهای فناوری به راه هایی برسیم که اصلا نیاز به بحث تکثیر غیرمجاز و کپی به طور کلی و برای همیشه منتفی شود! وی در خصوص عملی بودن این راهکار توضیح داد:الان در مجموعه ما، دوستان آی تی دارند تلاش می کنند و به فناوری هایی هم در این زمینه دست پیدا کرده اند.»( جام جم)
البته این که دوستان واحد آی تی در تلاشند راهکاری ابداع کنند که نیاز به سی دی را مرتفع کند، چیز خوبی است ولی ما بلاتشبیه هر قدر زور زدیم که دوستان قصد دارند چه فن آوری جدیدی را جایگزین سی دی کنند، چیزی دستگیرمان نشد. بالاخره این فیلم را باید روی یک حافظه خارجی مثل فلش، هارد بیرونی، چیزی ذخیره کرد. توی قابلمه که نمی شود فیلم جابجا کرد! حالا این که دوستان چطور می خواهند یک بار برای همیشه این مشکل را حل کنند، والله و اعلم... فقط ترا به ارواح خاک «اخوان لومیر» یک وقت برنامه ای پیاده نکنید که سینما کلاً درش تخته شود. چون در آن صورت هم مشکل برای همیشه مرتفع خواهد شد!

گردشگری در صدر!

این ماجرای یک تیر و دو نشان که می گویند دقیقاً همین جاست. با برنامه ریزی و تدبیر هم پل ساخته شده است، هم جاذبه گردشگری! کدام پل؟ شما مثل اینکه کلاً تلویزیون را خاموش کرده اید و با گوشی صحبت می کنید! مرد حسابی بحث در مورد تبدیل پروژه جدید «صدر» به جاذبه گردشگری استان تهران است! اصل داستان به روایت جراید ...

«حسینی معاون فنی و عمرانی شهرداری تهران گفت: با توجه به خاص بودن پروژه بزرگراه طبقاتی صدر سعی شده است که طراحی تیرهای روشنایی آن نیز به طور خاص و متفاوت از طرح های معمول باشد. کار نورپردازی پل با الهام از عناصر اصلی طبیعت صورت گرفته و در نتیجه زیبایی پل در شب بسیار بیشتر از زیبایی آن در روز است. وی افزود: ایجاد این زیبایی بصری موجب نشاط وآرامش شهروندانی خواهد شد که از این مسیر عبور می کنند و شاید به همین سبب پل صدر به یکی از جاذبه های گردشگری تهران تبدیل شود!( به نقل از جراید صدر نشین)
حقیقتاً دست مملی ... این جاذبه تا جایی جذاب است که خانواده ها برای بردن بچه هایشان به این مرکز جدید گردشگری شرط و شروط هم می گذارند مانند « بی حرف شو چو دل، اگرت صدر آرزوست» یعنی اگر می خواهید این جمعه شما را برای تماشای پل صدر ببرم سر و صدا نکنید! علی ای حال با عنایت به اینکه در سال های اخیر کمتر شاهد پروژه های دو منظوره بوده ایم چند رهنمود و توصیه دوستانه افاضه می کنیم: الف) عبور از دهلیز: هر چند تماشای پروژه هایی از این دست که به همت مهندسان توانمند ایرانی ساخته شده لذت دارد( به قول شاعر ای صاحب دستان بهاری... و الی آخر) ولی شهروندان عزیز عنایت داشته باشند این پل برای کاستن بار ترافیکی است و نشود دو روز دیگر به زور از روی پل رد شویم و به یاد مولانا در دل بگوئیم: « صدر ما راست اگر چه در این دهلیزیم!» ب) هزینه بابت گردشگری: هر چند برای عبور از زیر و روی این پل نیاز به پرداخت عوارض نیست و به قولی روی پل صدر دست به جیب نشوید. ولی اگر حجم استقبال و بازدید کنندگان از پل زیاد شود ممکن است دوستان هوس کنند بابت جاذبه گردشگری پل، مبلغی از ملت دریافت کنند نه بابت عبور از روی پل! بنابراین توصیه می شود شهروندان به نوبت و به مرور به تماشای پل بروند. پل صدر، ایستگاه قطار شعر مرحوم قیصر امین پور نیست؛ هیچ جا نمی رود. مطئمن باشید.

سبد خانوار رمز دار!

لایف اوتر سن که خدا وکیلی خودمان هم نمی دانیم چکاره است در جایی گفته:« در هر یک نفسی که می کشید، هم آسمان موجود است هم زمین!» با توجه به فرمایش جناب اوتر سن، همین که وزارت نیرو بابت نفسی که می کشیم از ما عوارض و مالیات و یا هوا بهاء دریافت نمی کند، جای شکرش باقی است. البته دوستان و بزرگواران وزارتخانه فخیمه نیرو چندان هم بیکار ننشسته اند و ظاهراً به سبد خانوار خلق الله سرک کشیده و مشاهده کرده اند که سهم آب بهاء در سبد خانوار تاثیر چندانی ندارد و برایش کیسه دوخته اند! اصل ماجرا به روایت جراید... « معاون وزیر نیرو در بخش آب و آبفا، گفت: در بودجه سال 1393 در زمینه افزایش تعرفه آب بهاء سناریو های مختلفی طراحی و مقرر شده که تغییر قیمت‌ها با شیب ملایم صورت گیرد. «رحیم میدانیروز» در نشست خبری خود درباره افزایش تعرفه آب بهاء افزود: وقتی در تعرفه ها نگاه کنیم مشاهده خواهیم کرد که سهم آب بهاء در سبد خانوار تاثیر چندانی ندارد! در ضمن هنوز فاصله زیادی بین قیمت تمام شده و تعرفه ها وجود دارد و در بخش مصارف خانگی 37 درصد قیمت تمام شده دریافت می شود، هرچند در زمینه افزایش قیمت ها تابع قانون هستیم.» البته همین که دوستان در افزایش قیمت شیب ملایم در نظر گرفته اند و تابع قانون هستند مزید امتتنان است ولی خدمت عزیزان آبفا عارض شوم جهت بالا بردن تعرفه آب بهاء نیاز به سناریو، فیلنامه، لوکیشن، میزانسن، آکسسوار و ... نیست و کافی است یک مختصر تغییراتی در قبوض آب ایجاد شود، ماجرا فیصله پیدا می کند. نکته بعد اینکه درست است که سهم آب بهاء در سبد خانوار تاثیر چندانی ندارد، ولی این را نیز خاطر نشان کنیم که سهم خیلی چیز ها در سبد خانوار ناچیز است؛ اگر قرار باشد هر اداره یا وزارتخانه ای در سبد خانوار خلق الله سرک بکشد و به بهانه سهم ناچیز خدمات یا کالایش، قیمت ها را دو لا پهنا حساب کند، سنگ روی آجر بند نمی شود! در همین راستا و به منظور صیانت از سبد خانوار مردم چند توصیه و رهنمود تیتانیوم بار ارائه می کنیم:
الف) رمز دار کردن سبد خانوار: با توجه به اینکه مقرر شده در ماه های آتی سبد کالایی جدید به خانواده ها واگذار شود، پیشنهاد می شود این سبد ها به صورت رمز دار تهیه شوند تا دیگر کسی نتواند به سبد خانوار مردم سرک بکشد.
ب) تعیین جهت شیب: پیشنهاد دوم اینکه عزیزان در فرمایشاتشان کمی شفاف تر باشند و مقدار و جهت شیب را نیز تعیین کنند که مردم در حل مسائل اقتصادی شان با کمبود اطلاعات مواجه نشوند!


کروکودیل روسی قورتتان ندهد!

نقل است به یک بنده خدایی گفتند، نظرت راجع به پلنگ چیست، گفتم من چکاره باشم راجع به پلنگ نظر بدهم! الان هم شایعه ورود کروکودیل به کشور قوت گرفته است. اما این کروکودیل از آن کروکودیل ها که شما فکر می کنید، نیست. این لاکردار از مدل قبلی هم خطرناک تر است. چون اگر از کروکودیل های مدل قدیم کمی فاصله بگیرید، دیگر با شما کاری نخواهند داشت ولی کروکودیل جدید تا شما را به خاک خاکستری و سیاه ننشاند، ول کن نیست! امّا مبادی ورودی این کروکودیل ها...  «یک آسیب شناس اجتماعی از ورود مخدر کروکودیل از روسیه به داخل کشور خبر داد و گفت: این مخدر با استفاده از بنزین، تینر و فسفر تهیه می شود.دکتر مجید ابهری در گفتگو با مهر گفت: بعد از مبارزه بی امان پلیس با مواد مخدر صنعتی از جمله شیشه، مافیای مواد مخدر برای رسیدن به اهداف شوم خود یعنی آلوده سازی جوانان، مواد مخدر جدید را با اسامی غلط انداز وارد بازار کرد. این در حالی است که ریشه همه موادها یکی بوده و صرفاً تفاوتهای ظاهری مختصری دارند. وی ادامه داد: در حال حاضر با توجه به شناسایی بیشتر مواد مخدر توسط پلیس و جمع آوری آنها این بار ناتوی اجتماعی قصد دارد مخدر کروکودیل را به جای کراک وارد بازار کند.»( روزنامه جوان) هر چنددر طی سال های اخیر مواد مخدر با ترکیبات و نام های مختلف وارد بازار شده اند ولی ماده مخدر از مشتقات بنزین واقعاً نوبر است. فلذا به منظور جلوگیری از زاد و ولد این جانور خطرناک چند پیشنهاد و رهنمود سازنده ارائه می کنیم:
الف) استفاده از نام های خفن: از آنجایی که به شهادت آمار بسیاری از نوجوانان و دختران، مشتری مواد مخدر جدید هستند، پیشنهاد می شود اسامی سایر مواد مخدر هم به اسامی خفن و یا حتی صعب التلفظ(!) تغییر پیدا کند. چرا که در این صورت برخی با شنیدن نام این مواد خود به خود از مصرف مواد منصرف می شوند.
ب) معرفی اجمالی خواص مواد: ظاهراً برخی افراد در سال های اخیر اهمیت و موارد کاربرد مواد شیمیایی را فراموش کرده اند. پیشنهاد می شود روی بیلبورد های تبلیغاتی موارد کاربرد مواد شیمیایی را به همراه جملات آموزنده درج کنیم. مثل: « بنزین سرمایه ملی است؛ آن را هدر ندهیم!»
در خاتمه پیشنهاد می شود مسئولین از همین حالا با جدیت و خیلی شدید اللحن جلوی گسترش این ماده جدید را بگیرند؛ چرا که اگر فراگیر شود ممکن است دو روز دیگر شاهد رد و بدل شدن چنین پیامک هایی باشیم: « داداشی لَنگ یه لیتر بنژینم. کارت به کارت کن، جبران می کنم!»



تحریم غول های خودرو سازی دنیا!

بالاخره پس از کش و قوس های فراوان داستان تحریم ها تمام شد و در سکانس پایانی نماینده آمریکا جوری سایر دوستان(!) را در آغوش می کشید که انگار آمریکا زیر فشار تحریم های ایران بوده است! البته این تحریم ها باعث شد در طول این مدت بسیاری از صنایع و شرکت ها، تحریم ها را دلیل گرانی محصولات و خدمت شان اعلام کنند و به قول عمو سیفی از دیوار تحریم بالا می رفتند و برخی از آنها نیز پشت دیوار تحریم قایم می شدند. حالا که تحریم ها جمع شد، بی تدبیری و سوء مدیریت عامل بسیاری از گرانی ها اعلام شده است! از جمله همین صنعت خودرو سازی خودمان که دوستان فرموده اند تحریم ها فقط 30 درصد روی این صنعت تاثیر داشته است. الان هم که باب همه گونه تصمیم گیری و انتخاب باز شده و همه غول های خودرو سازی در دنیا برای ورود به عرصه خودرو سازی کشور له له می زنند، معلوم نیست کلید دست چه کسی است!؟ در همین راستا وزیر صنعت، معدن و تجارت در همایش بین المللی صنعت خودرو سازی فرمودند: «هیچ قرارداد جدیدی در صنعت خودرو سازی منعقد نخواهد شد، مگر اینکه در این قرار داد صادرات خودرو پیش بینی شده باشد!»( روزنامه جوان – 10 آذر 92) اینجاست که ما شک می کنیم که غربی ها ما را تحریم کرده بودند یا ما غربی ها را! خودروی ال 90 که قرار بود به جای پیکان و با قیمت زیر ده میلیون تومان به مردم عرضه شود به 40 میلیون تومان رسیده، 70 هزار خودروی فرسوده در حد لگن نفس تهرانی ها را بریده اند، آن وقت دوستان به جای عرضه خودروی مناسب و در شان مردم، فکر صادرات خودرو هستند. علی ای حال با عنایت به اینکه صنعت خودرو در ایران یکی از یونیک ترین یا به عبارتی منحصر به فرد ترین صنایع تولید در دنیاست، چند توصیه و رهنمود صنعتی ارائه می شود: الف) اول اینکه فعلاً تمام غول های خودرو سازی دنیا را تحریم کنیم و با هیچ کدام قرار داد نبندیم تا حاشان جا بیاید و به شکر خوردن بیفتند و برای بستن قرارداد با ما صد را نفر را واسطه کنند تا ببینیم بعداً چه پیش می آید. ب) دوم اینکه در حین بستن قرار داد مراقب باشیم سیاست های کلان خودرو سازی مملکت لو نرود و دو روز دیگر شاهد کپی برداری از پلت فرم این سیاست ها و فیس لیفت( مدل تغییر شکل یافته) آن نباشیم که آنها هم مگان پیش فروش کنند، بعد بگویند فقط می توانیم پراید تحویل بدهیم!

پنیر با طعم پائولو مالدینی!


درست است که تحقیق و کشف حقایق تازه درباره موضوعات مختلف در هزاره سوم از ملزومات و بدیهیات توسعه دانش بشری است، ولی خدا وکیلی بعضی از این دانشمندان شورش را در آورده اند و در پی تولید چیز هایی هستند که از داستان از چِندش هم فرا تر رفته و حال آدم به هم می خورد! چه شده است!؟ دیگر می خواستید چه شود. آقایان دانشمندان زحمت کشیده اند پنیر با طعم «بوی پا» و «عرق زیر بغل» درست کرده اند! باور بفرمائید ما امروز برای نوشتن این مطلب کلی عرق ریختیم و خجالت کشیدیم. اما شما به بزرگی خودتان ببخشید. اصل ماجرا به روایت از جراید... «دانشمندان با استفاده‌ از باکتری‌های پا، زیربغل و ناف شکم موفق به تولید نوعی پنیر شدند! «کریستینا آگاپاکیس» و یک متخصص رایحه به نام «سیسل تولاس»، میکروب هایی را در پروژه خود موسوم به «Selfmade» جمع آوری کردند و از آن پنیری تولید کردند که بوی افرادی را که به آن ها تعلق دارند، منعکس می کند. هر پنیری با استفاده از میکروب های جمع آوری شده از بدن هنرمندان، دانشمندان، نسب شناسان و سازندگان پنیر ساخته شده است. با این حال، طراحان مدعی اند این پنیر برای خوردن تولید نشده و با هدف الهام بخشیدن به دیالوگ های جدید در خصوص ارتباط انسان ها با بدن و باکتری هایشان ساخته شده است.»(ایسنا)
عنایت فرمودید. این همه ما در مدارس از اهمیت بهداشت و نظافت و جوراب نانو و ... صحبت می کنیم بعد این محققان از بوی پا پنیر تهیه می کنند. پس فردا ما به دانش آموزان چطور جواب بدهیم؟ ما اینجا در مدرسه مورد داریم که طرف تخمه مغز کرده نمی خرد چرا که معتقد است، معلوم نیست چه کسانی اینها را در کارخانه مغز می کنند! آن وقت شما به جای اینکه از رایحه گیاهان و چهار عطر معطر استفاده کنید، از بوی پا الگو می گیرد. همین طوری ملت موقع صبحانه با بچه ها مشکل دارند. از فردا چطور به بچه ها هایشان بگویند پنیر بخور...  یا دو روز دیگر که این پنیر ها خوردنی شدند، بچه ها روز بهانه می آورند که من پنیر این دانشمند را نمی خورم پنیر فلان هنر پیشه یا بازیکن را می خواهم و قس علی هذا...
حالا اگر پنیر با باکتری چهار تا بازیکن و آدم سرشناس خوش تیپ و خوش تکنیک مثل پائولو مالدینی یا همین محمد رضا گلزار خودمان باشد، دردش خوردنی است ولی در مورد باقی هنرمندان و سرشناسان و ... بگذریم.
علی ای حال با عنایت به این که این پنیر ها فعلاً خوردنی نیستند، بالتبع خبری هم از عکس هنرمندان روی قالب های پنیر یا روی بیلبورد ها نیست ولی اگر کسی جلو دار این دانشمندان نشود معلوم نیست در آینده دست به اختراع چه چیز هایی بزنند. خدا به خیر کند!

چرایی موفقیت مذاکرات!

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

قهرمانی با طعم ماسه!

در چند روز اخیر که والیبالیست ها و بچه های فوتبال ساحلی با کمترین امکانات بزرگان دنیا را به زانو در آوردند و دل ملت را حسابی شاد کردند، جای یک دست مریزاد تپل و خدا قوت اساسی خالی است. ما که شخصاً  از بس جیغ و داد کردیم و عرق بید مشک به روتون، هوار کشیدیم خروسک گرفتیم. اما هنوز مسابقات تمام نشده بود، جناب آقای فوتبال، آب پاکی را روی دست بچه ها ریخت و گفت از جایزه خبری نیست! البته این که برای سایر رشته ها از جایزه خبری نیست، تعجبی ندارد. وقتی پول بیت المال را صرف دعوت از آقای مافیای فوتبال و بازی برگزار کردن با پیر و پاتال های آ ث میلان می کنیم، معلوم که کفگیر به ته دیگ می خورد و چیزی برای قمپز در کردن هم باقی نمی ماند چه برسد به اعطای جایزه. اما وقتی تیم ملی فوتبال با یک لشکر لژیونر و بازیکن لیگ های معتبر دنیا، تیم درجه سه آسیا یعنی لبنان را می برد، تمام روزنامه ها و برنامه های ورزشی از هول پیتزا داخل فر می افتند و چنان ذوق می کنند که انگار برزیل را برده ایم! علی ای حال ضمن تبریک مجدد این قهرمانی و پیروزی ها چند پیشنهاد ارزشی و ورزشی در راستای تقویت ورزش جامعه(!) ارائه می شود:

الف) پاداش به فوتبالیست ها: درست است که در این چند روز بچه های فوتبال ساحلی و والیبال افتخار آفرینی و قدرت نمایی کردند، ولی پیشنهاد می شود به منظور حفظ روحیه، ایجاد انگیزه و خدای ناکرده جلوگیری از سرخوردگی و برخوردن به تریج قبای بچه های فوتبال، بلافاصله یک جایزه نقدی تپل ( ترجیحاً به دلار) به بازیکنان تیم ملی فوتبال و کلیه کارمندان فدراسیون و عوامل تیم ملی فوتبال پرداخت شود! می ترسیم اگر این کار را انجام ندهیم مثل سری قبل قهر کنند و به هیچ خبرنگاری افتخار مصاحبه ندهند! ب) کمیته توجیه و تنویرافکار عمومی: از آنجایی که با چهار تا آبشار و چند تن وزنه بلند کردن و حتی مالیدن پوزه برخی تیم های مدعی دنیا به ماسه های ساحل خلیج همیشه فارس، افتخارات تیم ملی فوتبال در سایه و بازیکنان آن مورد انتقاد قرار می گیرند ، توصیه می شود کمیته ای تشکیل شود و افکار عمومی را متوجه این داستان کند که فوتبال خط قرمز ورزش این مملکت حساب می شود و بقیه رشته ها اگر قهرمان جهان هم شوند باید ... اصلاً ولش کن... بی خیال...

نه هر که سر بتراشد، مدیریت داند!

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

هر یکی پروازش از آفاق بیش!

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

کله پاچه در گذر تاریخ!

ما بنا داریم مطلب امروز را با دو خبر چرب و دارای کلسترول فراوان و مشتی آغاز کنیم. خبر اول:«به گزارش میراث، هیات باستان شناسی ایران و ایتالیا، حین کاوش در محوطه باستانی چلو، در نزدیکی شهر سنخواست، با دو قبر مواجه شد که در هر کدام یک دست کله پاچه گذاشته شده بود. (نه پدر جان سنخواست یکی از شهر های اسپانیا نیست. سنخواست یکی از شهر های همین خراسان شمالی خودمان است.) علی اکبر وحدتی، سرپرست ایرانی هیات کاوش در محوطه باستانی توضیح داد: در کنار جسد، ظرفی به شکل کاسه گذاشته شده که در آن بقایای سر گوسفند و چهار پاچه قابل رویت است. این موضوع نشان می دهد که احتمالا کله پاچه غذای محبوب آنها بوده که پس از مرگ به آنها هدیه شده است!» اما خبر دوم :«معاون بهداشتی وزیر بهداشت با اشاره به چاقی و اضافه وزن شهروندان گفت: 48 درصد جامعه یعنی 26 میلیون نفر در کشور دچار اضافه وزن و چاقی هستند.» (به نقل از جراید)
ملاحظه فرمودید. حالا شما چاقی خلق الله را به این خوراکی های نچسب و من درآوردی هزاره اخیر مثل پیتزا و سوسیس کالباس ربط دهید. آقا جان چاقی ملت ریشه در اعصار تاریخ دارد و شوخی بردار هم نیست. درست است عده ای می گویند، ملت حافظه تاریخی ندارند ولی وقتی صحبت از غذای ایرانی باشد، دیگر هیچ چیز و هیچ کس جلو دارمان نیست و غذای نیاکان ما هرگز به فراموشی سپرده نخواهد شد. اما با وجود اینکه ما در رنکینگ چاقی جزو آن 52 درصد هستیم ولی سلامت هموطنان ما نیز بخشی از دغدغه های ذاتی ما محسوب می شود، فلذا چند توصیه و رهنمود کلسترولی ارائه می کنیم: الف) حذف یارانه: در حال حاضر تهدید به قطع یارانه یکی از اثرگذار ترین شیوه ها در اصلاح برخی امور است. به عنوان مثال قرار بود یارانه افراد دارای خودروی بالای 30 میلیون یا آپارتمان 130 متری حذف شود. الان هم شایعه کنیم یارانه افراد بالای 100 کیلو حذف می شود. باور بفرمائید این آمار هفته بعد به 6 میلیون نفر می رسد!
ب) استمداد از شعرا: به خاطر داشته باشیم گذشتگان فقط برای ما غذا های چرب و چیلی به یادگار نگذاشته اند و باید به جملات حکیمانه و اشعار آنها نیز توجه کنیم. پیشنهاد می شود روی چهار تا بیلبورد از این جملات هم بنویسیم مثل: «از خوردن پر، ملال خیزد» و یا «به کم خوردن کسی را تب نگیرد.» سالم و تندرست باشید.

قبور 4 طبقه و بتن مسلح!

حقیقتاً جدای از هرگونه شوخی و طنز ما هر وقت در می یابیم که از تکنولوژی در خدمت رسانی به اهل قبور استفاده می شود، روح ما شاد می شود و احساس نشاط می کنیم. از شستشوی مکانیزه اموات در غسالخانه مشهد گرفته تا واردات کفن های چینی و ساخت قبور 4 طبقه با بتن مسلح! به هر حال همانطور که می دانید اموات دستشان از دنیا کوتاه است و از طرفی این سفر شهرام و بهرام ندارد و به قولی مرگ شتری است که زنگ در خانه را همه را می زند و یک روز هم نوبت من و شما فرا می رسد.
اما اصل ماجرا: مدیرعامل سازمان بهشت‌ زهرا (س) فرموده اند: «ساخت قبور چهار طبقه از جنس بتن مسلح با هدف مقابله با بحران‌های طبیعی به پایان رسیده و این قبرها در مواقع بحرانی مورد استفاده قرار خواهند گرفت.» ( به نقل از جراید)
شاید روزی که خدا بیامرز جناب «جوزف مونیر» باغبان فرانسوی بتن مسلح را در سال 1849 اختراع کرد و هدف از ساخت چنین بتنی را واگذاری نیروهای کششی بوجود آمده در بتن به میلگردها و جلوگیری از ترک خوردگی و پکیدن بتن اعلام کرد، هرگز فکر نمی کرد که از این اختراع در بهشت زهرا برای ساخت قبر آن هم چهار طبقه استفاده شود! حقیقتاً دست مملی... به عقیده حقیر هر گونه تلاش و هر قدمی در جهت شادی اموات جای قدردانی و حمایت دارد. همین دو هفته قبل بود که ما از مجتمع های مدفونی برای دفن قربانیان حوادث غیر مترقبه نوشتیم، الان دوباره طرح قبور چهار طبقه مطرح شده است و ملت خیالشان از بابت «ضیق قبر» راحت شد! ما هم در این راستا طبق فرموده شاعر و اصل مَسلم « ای دستت می رسد کاری بکن» چند رهنمود مدبرانه ارائه می کنیم:
الف) دریافتن زنده ها: والله تا جایی ما از دنیای اموات و زندگی ایشان اطلاع داریم، این جماعت حال تکان خوردن ندارند، یعنی اگر هم داشته باشند، فرصت شان تمام شده است. بنابراین شما مطمئن باشید در بحران های طبیعی و غیر طبیعی هم از جایشان جم نمی خورند. شما زنده ها را دریابید!
ب) لرزیدن در گور: هر چند حُسن این قبور این است که دیگر تن هیچ مرده ای در گور نخواهد لرزید! ولی پیشنهاد می شود از این سیستم و این نوع بتن مسلح در ساخت و سازها ویژه افراد زنده هم استفاده شود تا در زلزله احتمالی تهران تن شهروندان در آپارتمان ها و ساختمان های بساز و بفروشی نلرزد! شاد باشید...

جایزه بقراط و فوتبال!

ما تا همین چند وقت قبل فکر می کردیم سقراط و بقراط با هم داداش دو قلو هستند! آقا چرا می خندید؟ ندانستن که عیب نیست، نفهمیدن عیب است! دیروز ما متوجه شدیم که سقراط فیلسوف( بدون هر گونه ریش پرفسوری) بوده و بقراط پزشک و هیچ صنمی هم با هم نداشتند و فقط تقریباً با یکدیگر هم عصر بودند چه بسا اگر با هم همکار بودند عین آقایان «م» و «ر» خرخره یکدیگر را می جویدند.( نگران نباشید ما با اسطوره های وطنی شوخی نداریم؛ منظورمان مسی و رونالدو است!) باز هم خدا پدر مخابرات را بیامرزد که با همین اینترنت ذغالی و گازوئیلی کلی به اطلاعات ما اضافه می کند. بگذریم ...  دیروز که در حال تحقیقات مجازی در خصوص اصل و نسب این بزرگواران بودیم، یکهو متوجه شدیم جایزه ای هم به نام پدر علم پزشکی یعنی حضرت بقراط اختراع شده است که مختص حوزه سلامت در کشور می باشد! «دبیرخانه جایزه سال بقراط که با همت سازمان نظام پزشکی تشکیل شده است، همزمان با همایش ملی سلامت، به نهادها، سازمان ها و ارگان هایی که در حوزه سلامت خدمات ارزنده ای ایفا کرده اند، با طی فرآیند ارزیابی، نسبت به اهدای جایزه سال بقراط اقدام می کند.» ( به نقل از جراید سالم و قبراق)
امسال هم این جایزه پس از طی فرآیند(!) به برگزیدگان اعطا شد. اما ما متوجه نشدیم این وسط چطور امسال این جایزه به حضرات مدیران تیم های سرخابی پایتخت هم رسید. البته شوالیه فتح الله زاده که سرحال و قبراق است ولی چندی قبل جناب رویانیان فرموده بودند ۳۴ سال و ۸ ماه خدمت کردم اما 2 ساله در پرسپولیس پیر شدم و از این فوتبال بیمار شدم!  
سوال دیگری مطرح است که چطور فوتبالی همه اش حرص زدن و خون جگر خوردن است و فوروارد دروازه 7 متری را از دو قدمی به داخل باقالی ها شوت می کند، به مدیرش بابت خدمات ارزنده در حوزه سلامت جایزه بقراط اعطا می شود!؟ اینکه چطور سایر مدیران فوتبالی و بازیکنان ما از این جایزه بی نصیب ماندند، جای عجب است. البته پیشنهاد می شود جایزه «آدام اسمیت» پدر علم اقتصاد دنیا، به دوستان بابت مدیریت شایسته مالی بر هزینه های جاری باشگاه ها یا جایزه «عبید زاکانی یا گل آقا» بابت جملات نغز و پیش بینی های دوستان در خصوص کسب عنوان در جام باشگاه های آسیا و ... اعطا شود!


نرخ علی الحساب خودرو!

تقریباً یک سالی است که تعیین قیمت خودرو برای خودش داستانی شده است تا جایی برخی از هموطنان ما بی خیال خرید خودرو های به صرفه و ایمنی همچون پراید شده اند و در فکر خرید خودرو های چند صد میلیونی وارداتی افتاده اند! بالاخره مردم هم یک اندازه ای صبر و تحمل دارند و منتظر تصمیمات شما برای حمایت از محصولات داخلی می مانند. وقتی شما برای تعییت قیمت خودرو های داخلی دست دست می کنید و دائم توپ را در زمین شورای رقابت و وزارت صنعت و معدن و سایر ادارات می اندازید، بالاخره یک نفر ناراحت می شود و توپ شما را پاره می کند! ببخشید بالاخره تکلیف مردم را باید مشخص کنید. هر چند بعد از اظهار نظر وزیر در خصوص ثابت ماندن قیمت ارز حول و حوش سه هزار تومان، مردم حساب کار دستشان آمد ولی جالب اینجاست که دوستان هنوز در خصوص قیمت گذاری قیمت خود رو به نظر نهایی نرسیده اند... «اگر چه وزیر صنعت در اولین نشست خبری نسبت به رشد قیمت خودرو چراغ سبز نشان داد، اما رئیس شورای رقابت عنوان کرد مقوله افزایش قیمت تنها در حد نظر است و خودرو سازان اجازه افزایش قیمت ندارند و اشاره کرد امروز یعنی چهارشنبه در خصوص دستور العمل جدید قیمت گذاری خودرو با ارز آزاد تصمیم می گیریم.»( جام جم – 8 آبان 92) علی ای حال از آن جایی که ما از آن دسته خانواده ها نیستیم که به تولیدات داخل پشت کنیم و خودروی چند صد میلیونی سوار شویم چند رهنمود سازنده و اجرایی در خصوص قیمت گذاری خودروهای داخلی ارائه می کنیم: الف) نرخ علی الحساب: یک مبلغی به عنوان کف در نظر گرفته شود و خودرو به مردم فروخته شود. اگر بعد از تصمیم گیری دوستان مبلغ خودرو از کف بیشتر بود مردم مابه التفاوت را پرداخت کنند، اگر هم نرخ خودرو از کف کمتر بود که جای دوری نمی رود کمک به صنعت خودرو سازی می شود! ب) ودیعه خودرو: تا زمان مشخص شدن نرخ دقیق خودرو قیمت ها به همان قیمت ارز آزاد محاسبه شود و یک مختصر مبلغ چهل پنجاه میلیونی با توجه به نوع خودرو نزد خودرو سازان به صورت ودیعه به امانت بماند تا تعیین نرخ قطعی خودرو صورت گیرد. ( چه سودی خجالت بکش مرد حسابی... صنعت خودرو سازی کشور واسه اینکه کارت راه بیفته داره بهت لطف می کنه، اون وقت شما بابت ودیعه سود می خوای؟! مگه مخابرات بابت ودیعه موبایل بهت سود میده!؟ واقعاً که...)



این مختصر خزانه و انبار روزگار!

ما با وجود اینکه مثل دیوژن حکیم در نیم بشکه نمی خوابیم و از انرژی خورشیدی برای گرم ساختن وجود مبارکمان بهره نمی گیریم ولی همانند مشارالیه به هیچ عنوان به مال دنیا چشم ندوخته و نخواهیم دوخت و معتقدیم « همه مُلک عجم خزانه من». فلذا هیچ اطلاعاتی در خصوص خزانه دولت، میزان تقریبی ابعاد آن، محل اسقرار ، جنس و مواد به کار رفته در استحکامات و سایر مختصات آن نداریم! اما این را نیز می دانیم که تقریباً دو هفته ای است که سیاسیون کشور و اعضای دولت جدید و قدیم به خاطر سوء تفاهم در مفهوم خزانه و به قولی « این مختصر خزانه و انبار روزگار» پیغام و پسغام می فرستند و از خالی بودن و پر بودن آن سخن ها به میان می آورند و باقی ماجرا...  البته اگر میزان موجودی خزانه همان 1600 میلیاردی باشد که جناب حسینی وزیر محترم اقتصاد دولت سابق می فرمایند ما همین جا به وزیر جدید اعلام می داریم که « به که دل زان خزانه برداری» و به فکر چاره دیگری باشد. چرا که وزیر جدید فرموده اند:«امسال ۱۱۰ هزار میلیارد تومان کسری بودجه داریم. ضمن اینکه بودجه عمرانی صفر شد و پول عمرانی را به یارانه های نقدی اختصاص دادیم. در واقع از ۲۱۰ هزار میلیارد تومان بودجه تا پایان سال ۱۱۰ هزار میلیارد تومان قابل وصول نیست بنابراین منابع بودجه کفایت هزینه های جاری را نمی کند.» اما عده ای دیگر خزانه را به معنای درآمدها و هزینه های عمومی دولت می دانند. ما که از علم اقتصاد چیزی سر در نیاوردیم. به همین منظور در راستای ابهام زدایی از برخی مسایل مملکتی چند پیشنهاد از منظر اقتصادی خودمان ارائه می کنیم:
الف) اول اینکه موجودی خزانه مثل میزان مهریه است و همان داستان معروف « کی داده کی گرفته؟» بنابراین دولتی ها در تعیین مبلغ دقیق خزانه زیاد حساس نباشند و کمپروسور روی خشخاش نگذارند!
ب) در ثانی اگر هم خدای ناکرده خزانه خالی شده است، جای دوری نرفته است و در قالب یارانه به جیب من و شما رفته است. خدا وکیلی شد یک ماه کوتاه بیائیم و به دولت بگوئیم آقا شما غریبه نیستید، این برج اگر دستتان تنگ است، یارانه را دیر تر بدهید یا اصلاً ندهید! سر ساعت پول توی حساب مان بوده، حالا می پرسیم پول خزانه کجا رفته است! از وزیر و وکیل گرفته تا میلیاردر و مولتی میلیاردر همه یارانه می گیریم، بعد از خالی شدن خزانه تعجب می کنیم! عجب حکایتی است...
   

کیف پول زنده!

یکی از آرزو های دیرینه ما دیدن یک دانشمند از نزدیک است. البته فکر نکنید که ما آدم ندید بدیدی هستیم و قصد داریم با دانشمندان عکس یادگاری بگیریم یا روم به دیوار برایمان کارت پستال امضا کنند. فقط دوست داریم کمی بیشتر با مبنای اختراعات و اکتشافات این بزرگواران آشنا شویم. چرا که به نظر می رسد گاهی اوقات بیکاری و خوشی، منتهی الیه دل دانشمندان را می زند و چیز هایی اختراع می کنند که در کشوی هیچ عطاری یافت نمی شود. الان هم که به سلامتی افتاده اند در فاز تولید لوازم زنده و سخنگو؛ بشقاب سخنگو، فنجان سخنگو این هفته هم کیف پول سخنگو و زنده! اصل خبر به نقل از همین روزنامه حمایت، چرا راه دور برویم. «به گزارش مهر یک شرکت ژاپنی کیف پول مکاری ساخته است که دخل و خرج کاربر را تحت نظر می گیرد به طوری که اگر پول کمی در خود داشته باشد از دسترس کاربر دور می شود. «کیف پول زنده » با نوعی نرم افزار حسابداری تلفن های هوشمند موسوم به «زایم» همراه می شود. این محصول دو حالت برای خرج کردن پول دارد : وضعیت پس انداز و وضعیت خرج کردن. وقتی دارنده این کیف، پول اندکی داشته باشد و در عین حال سعی کند همین پول را خرج کند، کیف پول هوشمند به خاطر تعبیه چرخ هایی در آن، از کاربر دور می شود از این رو امکان باز کردن آن در این حالت وجود ندارد. وقتی کاربر بالاخره به آن دست یافته و در آن را باز کند، این کیف پول شروع می کند به فریاد زدن و درخواست کمک کردن! هر چند بر اساس اعلام وب سایت این محصول، هنوز هیچ برنامه ای برای فروش عمومی این کیف پول زنده مطرح نشده است.»  باز هم جای شکرش باقی است که فعلاً این شرکت برنامه ای برای فروش عمومی این محصول ندارد. وگرنه معلوم نیست در این مقطع حساس کنونی که حذف یارانه سه دهک از خلق الله کلید خورده است، چه بلبشویی راه می افتاد. من معتقدم اگر این دوستان سر سوزن به فکر آبروی مردم باشند دست به چنین اختراعاتی نمی زنند. آخر شما تصور بفرمائید زن و بچه مردم داخل اتوبوس یا مغازه بقالی کیف پولشان را باز کنند تا کرایه پرداخت کنند یا پول پنیر را حساب کنند، بعد کیف پول فریاد بزند و فرار کند! مردم چی فکر می کنند!؟ اختراع هم قانون و قاعده ای دارد. هر چیز که به ذهنتان رسید نباید بلافاصله اختراع شود!!!

مجتمع های مدفونی در هزاره سوم!

ما هر از گاهی که با خودمان خلوت می کنیم و در باد رهنمود ها و فرمایشات تیتانیوم بار خودمان چرت می زنیم، بلافاصله با یک طرح یا پیشنهاد محیر العقول و هرمنوتیک از سوی یکی از مسئولان ضربه فنی اساسی و به تبع آن دچار سرخوردگی و یاس فلسفی می شویم. البته شما با دیدن عنوان مطلب امروز حتماً گمان کردید که قرار است درباره مسکن مهر و مشکلات پیش روی آن سخن بگوئیم؛ غافل از اینکه داستان امروز ربطی به پروژه مسکن مهر ندارد، بلکه ماجرا در خصوص دقت نظر و آینده نگری برخی مسئولان در امورات دنیای اموات می باشد. اصل داستان به روایت جراید...
در هفته اخیر مدیر عامل سازمان آرامستان های کشور در اظهار نظری تامل بر انگیز فرمودند:« ده هزار قبر آماده برای هر نوع حوادث و بلایای طبیعی در بعضی کلانشهرهای کشور داریم. قدرت الله قنبریان، حتی به آمادگی آرامستان ها برای حمل اجساد حوادث طبیعی هم اشاره کرده و گفته است: تهیه ماشین های سردخانه دار بزرگ برای آرامستان های کشور، بخصوص در مراکز استان برای مقابله با حوادث طبیعی مثل زلزله و سیل را هم پیش بینی کرده ایم!» در واقع به جای آمادگی مبارزه با بلایای طبیعی، میزان آمادگی برای دفن استاندارد اموات بالا رفته است.
ما همیشه با خودمان فکر می کردیم که اگر خدا بخواهد بعد از 120 سال عمر با عزت، قرار است در قبر تنهایی خودمان راحت دراز بکشیم و به قول سهراب کلاس بگذاریم که به سراغ من اگر می آئید، نرم و آهسته بیائید و باقی ماجرا... اما ظاهراً پلان B مد نظر دوستان است و قرار است روی سر و کول هم بخوابیم و به قولی « به سراغ من اگر می آئید، نرم و آهسته چرا می خواهیم بِتِرکونیم!» علی ای حال اینکه دوستان آینده نگری کرده اند چیز خوبی است ولی تا جایی که ما در کتاب های درسی مان خوانده ایم و خودمان نیز در مدارس به بچه های مردم درس می دهیم، برای «مقابله با حوادث طبیعی مثل زلزله و سیل» باید تمهیداتی نظیر آموزش پدافند غیر عامل، ساخت و ساز فنی و مهندسی، مقاوم سازی، جلوگیری از قطع بی رویه درختان، اصلاح نظام آموزش و اطلاع رسانی، فرهنگ سازی و آموزش همگانی و ... اندیشیده شود تا جان هموطنان به خطر نیفتد و میزان تلفات به حداقل برسد، نه اینکه مجتمع مدفونی اختراع کنیم و از دغدغه مردم در خصوص مشکلات تدفین بکاهیم! شب عالی متعالی!
حمایت – 7 آبان 92

توهم گرانی و تئوری ورلیند!

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

جان را چه خوشی باشد بی صحبت یارانه!

راستش را بخواهید ما همواره در ارائه فرمایشات مدبرانه و فلک فرسا بر این باوریم که باید اعتدال(!) در امور رعایت شود و به همه مسائل روز به طور مساوی پرداخته نشود. بنابراین امروز بر آن شدیم در خصوص مقوله اقتصاد و مبحث شیرین یارانه( البته برای عده ای) افاضات کنیم تا بعد... همان طور که همه اقشار جامعه حتی بیشتر از جمعیت کشور(!) در جریان هستند، ظاهراً پرداخت یارانه - که عین دفترچه های بیمه تعداد یارانه بگیر ها از جمعیت کشور بیشتر است-  در دولت فعلی، با اما و اگر همراه شده و به قول عمو سیفی بحث دبه کردن مطرح است و دوستان در نهایت تدبیر و امید در حال حذف تدریجی یارانه ها هستند. اما از آنجا که قطع هر نوع وابستگی نیاز به فراهم کردن مقدماتی دارد، دولتی ها نیز در حال مقدمه چینی و صغری کبری برای عزیزان آن سه دهک هستند که خدای ناکرده طرف بعد از رویت پیامک حذف یارانه از طریق گوشی 4 میلیونی اش در حالی که پشت فرمان خودروی 300 میلیونی است، پس نیفتد و این آمادگی قبلی را داشته باشد! خبر وارده در این خصوص: « معاون اول رئیس جمهور از تشکیل کمیته تعیین دهک های مشمول حذف یارانه نقدی خبر داد و گفت: این کمیته بررسی های لازم را برای تعیین دهک هایی که یارانه شان می تواند حذف شود، آغاز کرده است.» در همین راستا ما نیز علی الاصول بدون هیچ چشم داشتی اگر ریا نباشد، چند رهنمود مدبرانه ارائه می کنیم: الف) اعمال سیاست های تشویقی: به منظور حذف داوطلبانه یارانه پیشنهاد می شود، سقف میزان بدهکاری جهت ممنوع الخروج بودن برداشته شود و کسانی به صورت داوطلبانه اقدام به این کار کنند، بتوانند آزادانه به خارج از کشور سفر کنند. ب) پرداخت اقساط به وسیله یارانه: دوستان زیادی هستند که به واسطه مشغله کاری زیاد یا مسائل مشابه خود را ملزم به پرداخت اقساط وام میلیاردی شان نمی بینند. پیشنهاد می شود به جای حذف یارانه ، بخشی از یارانه این دوستان به پرداخت اقساط شان اختصاص یابد!ب) اتوبوس یارانه: اگر خاطر مبارکتان باشد چندی قبل اتوبوس هایی با نام «اتوبوس دیابت» در سطح شهر مستقر شده بودند که به عزیزان دیابتی خدمات ارائه می کردند. پیشنهاد می شود اتوبوس های دیگری کنار همان اتوبوس ها مستقر کنند تا در صورت اعلام خبر حذف یارانه افراد و بروز حوادث مترقبه سریعاً ارائه خدمات پزشکی آغاز شود.