صنعت سینما این روز ها حال و روز خوشی ندارد. البته به بد یمنی قدوم نا میمون این چشم بادامی ها و وجود برخی سوء مدیریت ها، خیلی از صنایع دچار انواع و اقسام نارسایی ها و درد و مرض لاعلاج شده اند ولی خدا وکیلی حیف است صنعت سینما با این همه طرفدار و هوادار زمین گیر شود. هر چند یکی از عوامل برزگ زمین خوردن سینما دستگیر شد و به مجازات اعمال ننگین خود رسید ولی همگی می دانیم برخورد قهری با افرادی نظیر غلام تکثیر(!) چاره کار نیست و این جماعت همانند سی دی و دی وی دی در حال تکثیر و زاد و ولد هستند. با وجود اینکه در سال های اخیر در خصوص جلوگیری از تکثیر غیر مجاز فیلم های سینمایی اقداماتی صورت گرفته از گران کردن سی دی تا خواهش و التماس در اول فیلم های شبکه خانگی و استفاده از سیستم « این تن بمیره کپی نکنید!» ولی متاسفانه هیچکدام جواب نداد و همچنان صنعت سینما مورد بی مهری عده ای قرار می گیرد. اما در روز های اخیر ظاهراً دوباره مسئولین در صدد حمایت از سینما افتاده اند. اصل داستان ...
«پس از ا نتشار خبر کشف و ضبط یکصد هزار حلقه کپی غیرمجاز آثار سینمایی، مدیر عامل موسسه رسانه های
تصویری از حذف دی وی دی و سی دی از شبکه نمایش خانگی در آینده ای نزدیک خبر داد. وی افزود: راهکار اصلی این ماجرا این است که از طریق دستاوردهای فناوری به راه هایی برسیم که اصلا نیاز به بحث تکثیر غیرمجاز و کپی به طور کلی و برای همیشه منتفی شود! وی در خصوص عملی بودن این راهکار توضیح داد:الان در مجموعه ما، دوستان آی تی دارند تلاش می کنند و به فناوری هایی هم در این زمینه دست پیدا کرده اند.»( جام جم)
البته این که دوستان واحد آی تی در تلاشند راهکاری ابداع کنند که نیاز به سی دی را مرتفع کند، چیز خوبی است ولی ما بلاتشبیه هر قدر زور زدیم که دوستان قصد دارند چه فن آوری جدیدی را جایگزین سی دی کنند، چیزی دستگیرمان نشد. بالاخره این فیلم را باید روی یک حافظه خارجی مثل فلش، هارد بیرونی، چیزی ذخیره کرد. توی قابلمه که نمی شود فیلم جابجا کرد! حالا این که دوستان چطور می خواهند یک بار برای همیشه این مشکل را حل کنند، والله و اعلم... فقط ترا به ارواح خاک «اخوان لومیر» یک وقت برنامه ای پیاده نکنید که سینما کلاً درش تخته شود. چون در آن صورت هم مشکل برای همیشه مرتفع خواهد شد!
«حسینی معاون فنی و عمرانی شهرداری تهران گفت: با توجه به خاص بودن پروژه بزرگراه طبقاتی صدر سعی شده است که طراحی تیرهای روشنایی آن نیز به طور خاص و متفاوت از طرح های معمول باشد. کار نورپردازی پل با الهام از عناصر اصلی طبیعت صورت گرفته و در نتیجه زیبایی پل در شب بسیار بیشتر از زیبایی آن در روز است. وی افزود: ایجاد این زیبایی بصری موجب نشاط وآرامش شهروندانی خواهد شد که از این مسیر عبور می کنند و شاید به همین سبب پل صدر به یکی از جاذبه های گردشگری تهران تبدیل شود!( به نقل از جراید صدر نشین)
حقیقتاً دست مملی ... این جاذبه تا جایی جذاب است که خانواده ها برای بردن بچه هایشان به این مرکز جدید گردشگری شرط و شروط هم می گذارند مانند « بی حرف شو چو دل، اگرت صدر آرزوست» یعنی اگر می خواهید این جمعه شما را برای تماشای پل صدر ببرم سر و صدا نکنید! علی ای حال با عنایت به اینکه در سال های اخیر کمتر شاهد پروژه های دو منظوره بوده ایم چند رهنمود و توصیه دوستانه افاضه می کنیم: الف) عبور از دهلیز: هر چند تماشای پروژه هایی از این دست که به همت مهندسان توانمند ایرانی ساخته شده لذت دارد( به قول شاعر ای صاحب دستان بهاری... و الی آخر) ولی شهروندان عزیز عنایت داشته باشند این پل برای کاستن بار ترافیکی است و نشود دو روز دیگر به زور از روی پل رد شویم و به یاد مولانا در دل بگوئیم: « صدر ما راست اگر چه در این دهلیزیم!» ب) هزینه بابت گردشگری: هر چند برای عبور از زیر و روی این پل نیاز به پرداخت عوارض نیست و به قولی روی پل صدر دست به جیب نشوید. ولی اگر حجم استقبال و بازدید کنندگان از پل زیاد شود ممکن است دوستان هوس کنند بابت جاذبه گردشگری پل، مبلغی از ملت دریافت کنند نه بابت عبور از روی پل! بنابراین توصیه می شود شهروندان به نوبت و به مرور به تماشای پل بروند. پل صدر، ایستگاه قطار شعر مرحوم قیصر امین پور نیست؛ هیچ جا نمی رود. مطئمن باشید.
الف) پاداش به فوتبالیست ها: درست است که در این چند روز بچه های فوتبال ساحلی و والیبال افتخار آفرینی و قدرت نمایی کردند، ولی پیشنهاد می شود به منظور حفظ روحیه، ایجاد انگیزه و خدای ناکرده جلوگیری از سرخوردگی و برخوردن به تریج قبای بچه های فوتبال، بلافاصله یک جایزه نقدی تپل ( ترجیحاً به دلار) به بازیکنان تیم ملی فوتبال و کلیه کارمندان فدراسیون و عوامل تیم ملی فوتبال پرداخت شود! می ترسیم اگر این کار را انجام ندهیم مثل سری قبل قهر کنند و به هیچ خبرنگاری افتخار مصاحبه ندهند! ب) کمیته توجیه و تنویرافکار عمومی: از آنجایی که با چهار تا آبشار و چند تن وزنه بلند کردن و حتی مالیدن پوزه برخی تیم های مدعی دنیا به ماسه های ساحل خلیج همیشه فارس، افتخارات تیم ملی فوتبال در سایه و بازیکنان آن مورد انتقاد قرار می گیرند ، توصیه می شود کمیته ای تشکیل شود و افکار عمومی را متوجه این داستان کند که فوتبال خط قرمز ورزش این مملکت حساب می شود و بقیه رشته ها اگر قهرمان جهان هم شوند باید ... اصلاً ولش کن... بی خیال...
ما تا همین چند وقت قبل فکر می کردیم سقراط و بقراط با هم داداش دو قلو هستند! آقا چرا می خندید؟ ندانستن که عیب نیست، نفهمیدن عیب است! دیروز ما متوجه شدیم که سقراط فیلسوف( بدون هر گونه ریش پرفسوری) بوده و بقراط پزشک و هیچ صنمی هم با هم نداشتند و فقط تقریباً با یکدیگر هم عصر بودند چه بسا اگر با هم همکار بودند عین آقایان «م» و «ر» خرخره یکدیگر را می جویدند.( نگران نباشید ما با اسطوره های وطنی شوخی نداریم؛ منظورمان مسی و رونالدو است!) باز هم خدا پدر مخابرات را بیامرزد که با همین اینترنت ذغالی و گازوئیلی کلی به اطلاعات ما اضافه می کند. بگذریم ... دیروز که در حال تحقیقات مجازی در خصوص اصل و نسب این بزرگواران بودیم، یکهو متوجه شدیم جایزه ای هم به نام پدر علم پزشکی یعنی حضرت بقراط اختراع شده است که مختص حوزه سلامت در کشور می باشد! «دبیرخانه جایزه سال بقراط که با همت سازمان نظام پزشکی تشکیل شده است، همزمان با همایش ملی سلامت، به نهادها، سازمان ها و ارگان هایی که در حوزه سلامت خدمات ارزنده ای ایفا کرده اند، با طی فرآیند ارزیابی، نسبت به اهدای جایزه سال بقراط اقدام می کند.» ( به نقل از جراید سالم و قبراق)
امسال هم این جایزه پس از طی فرآیند(!) به برگزیدگان اعطا شد. اما ما متوجه نشدیم این وسط چطور امسال این جایزه به حضرات مدیران تیم های سرخابی پایتخت هم رسید. البته شوالیه فتح الله زاده که سرحال و قبراق است ولی چندی قبل جناب رویانیان فرموده بودند ۳۴ سال و ۸ ماه خدمت کردم اما 2 ساله در پرسپولیس پیر شدم و از این فوتبال بیمار شدم!
سوال دیگری مطرح است که چطور فوتبالی همه اش حرص زدن و خون جگر خوردن است و فوروارد دروازه 7 متری را از دو قدمی به داخل باقالی ها شوت می کند، به مدیرش بابت خدمات ارزنده در حوزه سلامت جایزه بقراط اعطا می شود!؟ اینکه چطور سایر مدیران فوتبالی و بازیکنان ما از این جایزه بی نصیب ماندند، جای عجب است. البته پیشنهاد می شود جایزه «آدام اسمیت» پدر علم اقتصاد دنیا، به دوستان بابت مدیریت شایسته مالی بر هزینه های جاری باشگاه ها یا جایزه «عبید زاکانی یا گل آقا» بابت جملات نغز و پیش بینی های دوستان در خصوص کسب عنوان در جام باشگاه های آسیا و ... اعطا شود!
یکی از آرزو های دیرینه ما دیدن یک دانشمند از نزدیک است. البته فکر نکنید که ما آدم ندید بدیدی هستیم و قصد داریم با دانشمندان عکس یادگاری بگیریم یا روم به دیوار برایمان کارت پستال امضا کنند. فقط دوست داریم کمی بیشتر با مبنای اختراعات و اکتشافات این بزرگواران آشنا شویم. چرا که به نظر می رسد گاهی اوقات بیکاری و خوشی، منتهی الیه دل دانشمندان را می زند و چیز هایی اختراع می کنند که در کشوی هیچ عطاری یافت نمی شود. الان هم که به سلامتی افتاده اند در فاز تولید لوازم زنده و سخنگو؛ بشقاب سخنگو، فنجان سخنگو این هفته هم کیف پول سخنگو و زنده! اصل خبر به نقل از همین روزنامه حمایت، چرا راه دور برویم. «به گزارش مهر یک شرکت ژاپنی کیف پول مکاری ساخته است که دخل و خرج کاربر را تحت نظر می گیرد به طوری که اگر پول کمی در خود داشته باشد از دسترس کاربر دور می شود. «کیف پول زنده » با نوعی نرم افزار حسابداری تلفن های هوشمند موسوم به «زایم» همراه می شود. این محصول دو حالت برای خرج کردن پول دارد : وضعیت پس انداز و وضعیت خرج کردن. وقتی دارنده این کیف، پول اندکی داشته باشد و در عین حال سعی کند همین پول را خرج کند، کیف پول هوشمند به خاطر تعبیه چرخ هایی در آن، از کاربر دور می شود از این رو امکان باز کردن آن در این حالت وجود ندارد. وقتی کاربر بالاخره به آن دست یافته و در آن را باز کند، این کیف پول شروع می کند به فریاد زدن و درخواست کمک کردن! هر چند بر اساس اعلام وب سایت این محصول، هنوز هیچ برنامه ای برای فروش عمومی این کیف پول زنده مطرح نشده است.» باز هم جای شکرش باقی است که فعلاً این شرکت برنامه ای برای فروش عمومی این محصول ندارد. وگرنه معلوم نیست در این مقطع حساس کنونی که حذف یارانه سه دهک از خلق الله کلید خورده است، چه بلبشویی راه می افتاد. من معتقدم اگر این دوستان سر سوزن به فکر آبروی مردم باشند دست به چنین اختراعاتی نمی زنند. آخر شما تصور بفرمائید زن و بچه مردم داخل اتوبوس یا مغازه بقالی کیف پولشان را باز کنند تا کرایه پرداخت کنند یا پول پنیر را حساب کنند، بعد کیف پول فریاد بزند و فرار کند! مردم چی فکر می کنند!؟ اختراع هم قانون و قاعده ای دارد. هر چیز که به ذهنتان رسید نباید بلافاصله اختراع شود!!!
ما هر از گاهی که با خودمان خلوت می کنیم و در باد رهنمود ها و فرمایشات تیتانیوم بار خودمان چرت می زنیم، بلافاصله با یک طرح یا پیشنهاد محیر العقول و هرمنوتیک از سوی یکی از مسئولان ضربه فنی اساسی و به تبع آن دچار سرخوردگی و یاس فلسفی می شویم. البته شما با دیدن عنوان مطلب امروز حتماً گمان کردید که قرار است درباره مسکن مهر و مشکلات پیش روی آن سخن بگوئیم؛ غافل از اینکه داستان امروز ربطی به پروژه مسکن مهر ندارد، بلکه ماجرا در خصوص دقت نظر و آینده نگری برخی مسئولان در امورات دنیای اموات می باشد. اصل داستان به روایت جراید...
در هفته اخیر مدیر عامل سازمان آرامستان های کشور در اظهار نظری تامل بر انگیز فرمودند:« ده هزار قبر آماده برای هر نوع حوادث و بلایای طبیعی در بعضی کلانشهرهای کشور داریم. قدرت الله قنبریان، حتی به آمادگی آرامستان ها برای حمل اجساد حوادث طبیعی هم اشاره کرده و گفته است: تهیه ماشین های سردخانه دار بزرگ برای آرامستان های کشور، بخصوص در مراکز استان برای مقابله با حوادث طبیعی مثل زلزله و سیل را هم پیش بینی کرده ایم!» در واقع به جای آمادگی مبارزه با بلایای طبیعی، میزان آمادگی برای دفن استاندارد اموات بالا رفته است.
ما همیشه با خودمان فکر می کردیم که اگر خدا بخواهد بعد از 120 سال عمر با عزت، قرار است در قبر تنهایی خودمان راحت دراز بکشیم و به قول سهراب کلاس بگذاریم که به سراغ من اگر می آئید، نرم و آهسته بیائید و باقی ماجرا... اما ظاهراً پلان B مد نظر دوستان است و قرار است روی سر و کول هم بخوابیم و به قولی « به سراغ من اگر می آئید، نرم و آهسته چرا می خواهیم بِتِرکونیم!» علی ای حال اینکه دوستان آینده نگری کرده اند چیز خوبی است ولی تا جایی که ما در کتاب های درسی مان خوانده ایم و خودمان نیز در مدارس به بچه های مردم درس می دهیم، برای «مقابله با حوادث طبیعی مثل زلزله و سیل» باید تمهیداتی نظیر آموزش پدافند غیر عامل، ساخت و ساز فنی و مهندسی، مقاوم سازی، جلوگیری از قطع بی رویه درختان، اصلاح نظام آموزش و اطلاع رسانی، فرهنگ سازی و آموزش همگانی و ... اندیشیده شود تا جان هموطنان به خطر نیفتد و میزان تلفات به حداقل برسد، نه اینکه مجتمع مدفونی اختراع کنیم و از دغدغه مردم در خصوص مشکلات تدفین بکاهیم! شب عالی متعالی!
حمایت – 7 آبان 92
راستش را بخواهید ما همواره در ارائه فرمایشات مدبرانه و فلک فرسا بر این باوریم که باید اعتدال(!) در امور رعایت شود و به همه مسائل روز به طور مساوی پرداخته نشود. بنابراین امروز بر آن شدیم در خصوص مقوله اقتصاد و مبحث شیرین یارانه( البته برای عده ای) افاضات کنیم تا بعد... همان طور که همه اقشار جامعه حتی بیشتر از جمعیت کشور(!) در جریان هستند، ظاهراً پرداخت یارانه - که عین دفترچه های بیمه تعداد یارانه بگیر ها از جمعیت کشور بیشتر است- در دولت فعلی، با اما و اگر همراه شده و به قول عمو سیفی بحث دبه کردن مطرح است و دوستان در نهایت تدبیر و امید در حال حذف تدریجی یارانه ها هستند. اما از آنجا که قطع هر نوع وابستگی نیاز به فراهم کردن مقدماتی دارد، دولتی ها نیز در حال مقدمه چینی و صغری کبری برای عزیزان آن سه دهک هستند که خدای ناکرده طرف بعد از رویت پیامک حذف یارانه از طریق گوشی 4 میلیونی اش در حالی که پشت فرمان خودروی 300 میلیونی است، پس نیفتد و این آمادگی قبلی را داشته باشد! خبر وارده در این خصوص: « معاون اول رئیس جمهور از تشکیل کمیته تعیین دهک های مشمول حذف یارانه نقدی خبر داد و گفت: این کمیته بررسی های لازم را برای تعیین دهک هایی که یارانه شان می تواند حذف شود، آغاز کرده است.» در همین راستا ما نیز علی الاصول بدون هیچ چشم داشتی اگر ریا نباشد، چند رهنمود مدبرانه ارائه می کنیم: الف) اعمال سیاست های تشویقی: به منظور حذف داوطلبانه یارانه پیشنهاد می شود، سقف میزان بدهکاری جهت ممنوع الخروج بودن برداشته شود و کسانی به صورت داوطلبانه اقدام به این کار کنند، بتوانند آزادانه به خارج از کشور سفر کنند. ب) پرداخت اقساط به وسیله یارانه: دوستان زیادی هستند که به واسطه مشغله کاری زیاد یا مسائل مشابه خود را ملزم به پرداخت اقساط وام میلیاردی شان نمی بینند. پیشنهاد می شود به جای حذف یارانه ، بخشی از یارانه این دوستان به پرداخت اقساط شان اختصاص یابد!ب) اتوبوس یارانه: اگر خاطر مبارکتان باشد چندی قبل اتوبوس هایی با نام «اتوبوس دیابت» در سطح شهر مستقر شده بودند که به عزیزان دیابتی خدمات ارائه می کردند. پیشنهاد می شود اتوبوس های دیگری کنار همان اتوبوس ها مستقر کنند تا در صورت اعلام خبر حذف یارانه افراد و بروز حوادث مترقبه سریعاً ارائه خدمات پزشکی آغاز شود.