طنز نوشته های اجتماعی

طنز نوشته های اجتماعی

ارسال فایل نشریه به ایمیل بنده مستدعیست. با تشکر hajsaeidi@gmail.com
طنز نوشته های اجتماعی

طنز نوشته های اجتماعی

ارسال فایل نشریه به ایمیل بنده مستدعیست. با تشکر hajsaeidi@gmail.com

بیمه بدنه یوزپلنگ!

ما گاهی اوقات از اینکه در برخی امور نمی توانیم منشاء خیر باشیم یا نخودی در آش ماجرا بیندازیم، حسابی احساس شرمساری می کنیم و خجالت می کشیم. یکی از موضوعاتی که تا به حال راجع به آن خیری از ما به کسی نرسیده است و هیچ بسته پیشنهادی ارائه نکرده ایم، موضوع حیات وحش و حفظ گونه های نادر است. (نه آقا جان نیازی به کاشت گونه برای نادر نیست. برای سر و صورت و گونه های نادر هم هیچ اتفاقی نیفتاده است، منظور حفظ حیات وحش این مملکت است!) حقیقتاً خجالت هم دارد. چرا که برخی افراد با سبیل های آنچنانی که تا چند سال قبل حیوانات را با اسلحه لت و پار می کردند الان به مدد تریبون رسانه ملی، دایه مهربان از مادر و دوستدار محیط زیست شده اند ولی ما با این همه درایت و سواد عاطفی، در این امر حرکتی از خود نشان نداده ایم. اما شما اصلاً نگران نباشید. چرا که وقتی عزم مردم برای انجام کاری جزم می شود، دیگر هیچکس جلودار آنها نیست. الان هم مردم تصمیم گرفته اند تا یوز پلنگ را حفظ کنند. از بازیکنان تیم ملی گرفته تا شکار چی اسبق و دوستدار محیط زیست فعلی... این امر حیاتی تا جایی برای مردم مهم است که بیمه ها نیز آستین بالا زده اند تا حیوانات را سر کیسه کنند ببخشید تا به حیوانات نیز خدمت رسانی کنند. اصل خبر بنا به روایت خبرگزاری ها ...
«معاون پروژه بین المللی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی از بیمه شدن جمعیت این گونه جانوری خبر داد.به گزارش مهر، رجبعلی کارگر درحاشیه بازدید از حیات وحش نایبندان گفت: برای اولین بار در دنیا پرسنل زیستگاه های یوزپلنگ و خود یوزپلنگ زیر پوشش بیمه تکمیلی برده شده است. وی افزود: اگر یوز به هردلیلی در منطقه تلف شود به میزان50 میلیون تومان برای هر قلاده یوز هزینه همان زیستگاه خواهد شد و درسال تا 5 قلاده این موضوع اجرا خواهد شد.کارگر تصریح کرد: اگر یوز آسیبی به دام دامداران وارد کند نیز بیمه موظف خواهد بود خسارت دامدار را بپردازد.( خبر گزاری مهر)
ملاحظه فرمودید. دیگر وقت آن رسیده که عینک بد بینی را از روی چشمانتان بردارید. شما که این همه از بیمه ها بد می گوئید و مدعی هستید که بیمه ها بابت خسارات رانندگی مبلغ چندانی نمی دهند، به زمین و زمان و دارو خانه ها و بیمارستان ها بدهکار هستند، بیمه تکمیلی کارآیی ندارد، اعمال جراحی زیبایی و خدمات دندانپزشکی از بیمه بهره نمی برند و هزار تا ان قلت دیگر، حالا جواب این مهر و محبت بیمه ها به حیات وحش را چگونه می دهید!؟ بهتر نیست قبل از صحبت کردن... بگذریم. هر چند ما از منفی بافی و سایر بافتنی های دیگر کلاً بیزاریم، ولی می ترسیم دو روز دیگر که قرار داد بیمه حمایت از یوز پلنگ آسیایی نهایی شد و بیمه نامه صادر شد، مندرجات پشت آن به شرح ذیل باشد:
الف) به جراحات ناشی از درگیری یوز پلنگ ها بابت حفظ حریم، فصل جفتگیری، همسریابی، بی احتیاطی و سقوط از ارتفاع هیچ غرامتی تعلق نمی گیرد.
ب) غرامت ناشی از فوت در اثر هل دادن یکدیگر، فوت به ضرب گلوله سلاح های غیر مجاز، فوت در فصل غیر شکار، فوت در اثر برخورد با وسائط نقلیه فاقد بیمه در هنگام عبور از محدوده بزرگراه ها پرداخت نمی شود.
پ) غرامت هر گونه نقص عضو شامل کنده شدن دم و یا از دست دادن هر کدام از امعاء و احشا هر سال فقط یکبار پرداخت می شود!

حضور قلبی در بهارستان!

این روز ها خدا را شکر تا دلتان بخواهد، موضوع و سوژه در بازار موجود است و علی رغم نزدیکی ایام نوروز و کمیاب و نایاب شدن برخی اقلام در بازار، مافیای سوژه در خصوص احتکار و عرضه محدود این یک قلم جنس ناکار آمد بوده است. موضوعاتی نظیر واریز حق ماموریت 12 میلیاردی و پرداخت 530 میلیون تومانی بابت غذای یک نفر در یکی از استان ها(!)، به کار گیری یک قهرمان مشت زنی در کادر تیم ملی فوتبال، اختراع تلفن همراهی که مسواک می زند، تلاش برای خوشه چینی ببخشید خوشه بندی مجدد خلق الله که خودش یک دنیا خاطره و سوژه است و موضوعات ریز و درشت دیگر...
اما اگر ریا نباشد ما امروز بنا داریم سری به مجلس بزنیم. درست است که بر و بچه های مجلس از جنس خودمان هستند و ما آنها را به دست خودمان روانه مجلس کرده ایم ولی این دلیل نمی شود ما فقط با دولت و بانک مرکزی و خودرو سازان و سایر دوستان خوش و بش کنیم و سری به مجلس نزنیم و فکر کنیم در مجلس ما همیشه ماه رخ دوست تمام است. حقیقت امر این است که در مجلس ما نیز گاهی اوقات اتفاقات ریز و درشتی رخ می دهد البته که چیز عجیبی هم نیست. در دوره فردوسی خدا بیامرز هم گاهاً در مجلس از این اتفاقات می افتاد تا جایی که خود مجلسیان در شگفت می ماندند: «بماندند یک مجلس اندر شگفت . . . همی هرکسی رای دیگر گرفت» و باقی ماجرا ...
اما این بار داستان مربوط حضور و غیاب نمایندگان است. نماینده مردم ارومیه، گفت: «چرا برخی نمایندگان در جلسه نیستند - حتی ممکن است خارج از کشور باشند - اما دستگاه ثبت کننده حضور آنها را نشان می دهد؟» ( به نقل از ایسنا)
البته مطرح ساختن چنین مباحثی نیاز به داشتن به آگاهی از علم فیزیک و متافیزیک و علومی از این دست دارد که ما با توجه به غنای دانش مان سعی می کنیم در حد توان به صورت مختصر شبهات را برطرف سازیم: 
الف) مبانی حضور متافیزیکی : حضور در یک مکان خاص درجات و مراتبی دارد که یکی از آن درجات که به نوعی نازل ترین درجات نیز محسوب می شود، حضور فیزیکی است. الان بسیاری از دوستان که در مجلس حضور دارند، هنگام رای گیری، از دادن رای امتناع می کنند! بنابراین حضور متافیزیکی و قلبی بهترین گزینه در چنین مواقعی محسوب می شود. در تایئد فرمایش ما نیز شاعر فرموده: «هرگز حدیث مجلس خوبان شنیده ای . . . دل در میان جمع و خودم جای دیگرم!»
ب) دنیای مجازی: نکته دیگر این که الان دنیا، دنیای مجاز و تکنولوژی و فیس بوک است. الان موبایل اختراع شده که مسواک هم می زند. خبرش را همین حمایت خودمان هفته قبل چاپ کرد. بنابراین سیر در آفاق و انفس و مسافرت به حوزه انتخابیه و حتی سایر بلاد، هیچ منافاتی با حضور در مجلس ندارد و می توان در آن واحد از رویداد ها و مصوبات مجلس مطلع شد. اصلاً ما پیشنهاد می کنیم رای گیری در مجلس الکترونیکی شود نمایندگان بتوانند از هر جای دنیا در رای گیری ها شرکت کنند!
فقط جسارتاً دوستان عنایت داشته باشند که مردمی که به آنها رای داده اند، به امیدی رای داده اند و انتظار دارند مجلسیان، مردم و وعده و وعید هایی که به آنها داده شده، فراموش نکنند و به قول شاعر «ای مجلسیان سوز دل حافظ مسکین . . . از شمع بپرسید که در سوز و گداز است»

خیس کردن دست قبل از اعطای وام!


این طوری که از شواهد و قرائن بر می آید، مدتی است بانکها، علی الخصوص بانک های دولتی در زنده کردن مطالبات شان و باز پس گرفتن وام هایی که به با سود های متعارف(!) به خلق الله پرداخت کرده اند ؛ دچار مشکل شده اند و با ابداع طرح های نظیر ستاره دار کردن مشتریان، ارسال پیامک، اخم و تخم کردن، راه ندادن مشتریان بد حساب به بانکها، اجازه ندادن به مشتریان بد حساب در استفاده از آب سرد کن بانک، تلفن زدن به افراد بدهکار و فوت کردن در تلفن و ... سعی در زنده کردن مطالبات خود دارند. البته این مشکل فقط در خصوص وام های زیر 10 میلیون است وگرنه در خصوص وام های میلیاردی که برخی هبه شده است اصلاً نیازی به نگرانی و دلشوره نیست!
اما با وجود چنین روش های کارساز، دیروز در سایت ها با این تیتر روبرو شدیم « شیوه‌های وصول مطالبات بانکی از افراد بد حساب!» ما بر حسب وظیفه سرک کشیدیم که ببینیم دوستان چه شیوه جدیدی ابداع کرده اند که در لیست مان اضافه کنیم ولی با این جملات یکی از بزرگان اقتصاد مملکت مواجه شدیم: «قاعدتاً دولت از همه امکانات و ابزارهای خود برای وصول مطالبات که در واقع مطالبات مردم است، استفاده می‌کند، زیرا سپرده‌های شبکه بانکی متعلق به مردم است و دولت خودش را مکلف می‌داند که مطالبات نظام بانکی را از این افراد بد حساب دریافت کند!»
ما که در این جملات راهکاری ندیدیم شما اگر دیدید برای ما پیامک کنید!
هر چند به قول قدیمی ها پول چرک کف است و ما نیز شخصاً از مال دنیا و وام و بانک و سود و ... گریزان هستیم ولی این دلیل نمی شود که در این چالش ملی سرک نکشیم و افاضات نکنیم. دعوای دائی و مایلی کهن که نیست، به قول دوستان مطالبات مردم است. فلذا با عنایت به سوابق و تجربیات حقیر در زمینه امورات بانکی و اقتصادی چند رهنمود پیشگیرانه و چند راهکار اجرایی در خصوص بازپس گیری مطالبات ارائه می شود.
الف) عدم پرداخت وام: از قدیم گفته اند «پیشگیری بهتر از درمان است» و «پول هم پول هم می آورد.» هر چند ما پول آن چنانی نداریم که خودمان تجربه کنیم «پول پول می آورد» ولی عقل سلیم این را می گوید. « البته منظور سلیم پسر عمو سیفی نیست، چون اگر ایشان عقل داشت با وام 27 درصد مبل نمی خرید که الان برای پرداخت اقساطش مثل آهو توی گل گیر کرده است!»
وقتی با چهار تا معامله و خرید و فروش و بساز و بفروش می شود به در آمد های آن چنانی رسید چه اصراری به پرداخت وام و بعد هم دنبال طلب دویدن و درد سر تراشیدن برای بانک! در واقع بهترین شیوه برای پیشگیری از خروج منابع بانکی از بانکها پرداخت نکردن وام است. بنابراین توصیه می شود امورات جزیی و پیش افتاده نظیر اعطای وام به بانک های خصوصی و موسسات مالی محول شود( البته با اجازه بانک مرکزی) و بانک های دولتی به امورات اقتصادی و کلان بپردازند.
ب) اعطای وام مجدد: پیشنهاد دیگر اینکه به فرد بد حساب وام دیگری پرداخت شود و قبل از اینکه فرصت کند وام را دریافت کند، بانک وام قبلی را تسویه کند.( این شیوه هیچ ربطی به کندن چاه دیگر و ریختن خاک چاه قبلی در آن ندارد!)
پ) خیس کردن دست: دیروز در جراید خواندیم مدیر گروه بهداشت محیط استان اصفهان فرموده اند ملت قبل از خرید آجیل دستشان را خیس کنند تا اگر آجیل دارای مواد شیمیایی است مشخص شود! توصیه می شود روسای بانک هم هنگام اعطای وام دستشان را خیس کنند و ببینند آب از دست طرف می چکد یا خیر!؟

سفر در تعطیلات نوروز!


ما ایرانی ها اگر جانمان برود پای یک سری رسم و رسومات می مانیم و به هیچ عنوان حاضر به تغییرات شرایط نیستیم و در چنین مواردی اصلاً به هیچ بسته پیشنهادی هم توجه نمی کنیم. به عنوان مثال رسم و رسومات ایام عید که از چند هزار سال قبل پا بر جاست و فقط کمی ظاهر امر تغییر پیدا کرده است. مثلاً اگر دو هزار سال قبل ملت آخرین چهار شنبه سال را با آتش زدن کاغذ های خرد شده جعبه میوه ها یا پوشال کولر و خواندن چند بیت شعر و سوزاندن چهار مثقال عنبر و زعفران جشن می گرفتند، الان اوضاع کمی فرق کرده و عنبر و زعفران جای خود را به سرنج و اکلیل داده اند و اگر کسی مثل حقیر سراپا تقصیر که گنه کار تر در زمانه منم، شب چهار شنبه سوری از شهرستان به تهران سفر کند، بلا شک یاد پارتیزان ها و جنگ های خیابانی بلگراد می افتد! یعنی در خیابان همه نوع صدای انفجار شنیده می شود و همه رقم جراحت و خونریزی هم دیده می شود، فقط تیراندازی مستقیم صورت نمی گیرد که دوستان قول داده اند روی این موضوع نیز کار کنند. اما یکی دیگر از رسم و رسومات ایام و تعطیلات نوروز مسافرت های نوروزی می باشد. هر چند حافظ خدابیامرز فرموده« که از جهان ره و رسم سفر براندازم» ولی خدا وکیلی شما مقررات راهنمایی و رانندگی را از قلم نیندازید و این ایام را به کام خانواده تلخ نکنید.
علی ای حال با عنایت به اینکه همه ساله تعداد زیادی از هموطنان رهنمود های ما را جدی نمی گیرند و در سفر های نوروزی بر اثر هیجان زیاد یا سایر عوامل تامه جان خود را در جاده های کشور از دست می دهند، چند پیشنهاد برای سایر دوستان در این خصوص ارائه می کنیم:
الف) ترمز های هوشمند: همانطور که دانشمندان هشدار می دهند هنوز قرص ضد پیری یا قرص شب امتحان اختراع نشده است، دوستان عنایت داشته باشند ترمز های هوشمند هنوز اختراع نشده اند و اگر هم اختراع شوند تا یک جایی و یک مسافتی قابلیت اجرایی دارند. چون این قوانینی که نیوتن اختراع کرده است، مو لای درزش نمی رود. در ضمن از قدیم گفته اند « ترمز مثل سبد کالاست، بگیر نگیر دارد!» خواهشاً در جاده ها به امید ترمز، گازش را نگیرید و کمی احتیاط کنید.
ب) سرعت مطمئنه: هر چند دوستان قول داده اند قبل از آغاز سال جدید تمام چاله چوله های خیابان ها و اتوبان ها را پر کنند، ولی باز هم ممکن است چند تایی چاله از قلم بیفتند و شما هنگام رد کردن این چاله ها به چاه بیفتید. جسارتاً در این ایام به اعداد و ارقام ثبت شده روی کیلو متر خودرو و قیمت خودروی تان توجه نداشته باشید و در طول روز 95 و در طول 85 کیلومتر در ساعت را پر کنید تا اگر چاله ای، گودالی، خندقی در مسیر دیدید بتوانید عکس العمل نشان دهید.
پ) بستن کمر بند: ما راجع به بستن کمر بند هیچ توصیه ای نمی کنیم چون هر عقل سلیمی بستن کمر بند را از واجبات می داند. فقط نشود موقع تصادف هنگام پرت شدن از شیشه به بیرون با خود زمزمه کنید: دریغ آن کمربند و آن خدمتش!
ت) موبایل لِس: باور بفرمائید بنده اگر یک روز منصبی چیزی به من تعارف کنند، همان اول کار دانشمندان را مجبور به تولید خودرو های موبایل لس می کنم. با این قابلیت که اگر موبایل در ماشین روشن باشد، ماشین خاموش شود و بالعکس. آن خانمی که در سمند صحبت می کند، بگوید: این است خودروی ملی، اینجا یا جای منه یا جای تو!

«دعوا» برای سلامتی!

حتماً شما هم با دیدن این عنوان تصور کردید امروز قصد داریم از بودجه نظام سلامت و تاثیر دور دوم هدفمندی بر بودجه سلامت و سایر اختلاف نظرات دولت و مجلس بر سر این بودجه بنویسیم. این قبیل دعوا ها در همه ادوار بوده و چیز غریبی نیست. راستش را بخواهید ما امروز قصد داریم از اصل «دعوا» و مزایای آن بنویسیم چرا که اگر شما هم بدانید «دعوا» منشاء چه خیرات و مبراتی در انسان است، روز تان را بدون «دعوا» و «جر و بحث» شب نمی کنید! البته در گذشته مردم بیشتر با این مقوله آشنا بودند ولی از اثرات علمی آن آگاه نبودند. به قول عطار خدا بیامرز «عوام الناس جز دعوا ندانند . . . اگر دعوا کنند معنی ندانند» اما اخیراً دانشمندان کاشف به عمل آورده اند، نه تنها «دعوا» بد نیست بلکه منشاء طول عمر نیز هست! اصل خبر: «پژوهش های اخیر متخصصان انگلیسی نشان می دهد، جر و بحث نه تنها نشانه سلامت یک زندگی مشترک است، بلکه از مرگ زودرس هم پیشگیری می کند! به گفته متخصصان 60 درصد زوج های جوان در یک سال اول زندگی مشترک دست کم دو بار در هفته بر سر مسائل مختلف با هم بگو مگو می کنند. به همین دلیل به زوج ها توصیه می شود در چنین شرایطی با یک مشاور مشورت کنند، زیرا در 90 درصد موارد نه تنها بحران جدی نیست و با گفت وگو حل خواهد شد، بلکه به افزایش طول عمرشان هم منجر می شود! در ضمن خانم هایی که در جریان اختلافات خانوادگی با شوهران شان وارد جر و بحث می شوند کمتر در معرض خطر ابتلا به بیماری های قلبی قرار می گیرند، اما خانم هایی که هنگام جر و بحث سکوت می کنند و قادر به گفت وگو نیستند، چهار بار بیشتر با خطر مرگ ناشی از ناراحتی قلبی مواجه خواهند شد!»( روزنامه جام جم)
ملاحظه فرمودید. حالا جواب این همه سکته کرده را چه کسی می دهد؟ چقدر برنامه درست کردیم، کنفرانس برگزار کردیم، مقاله نوشتیم و به مردم راجع به پیشگیری از جر و بحث و شیوه های کنترل خشم آموزش و هزار راه رفته و نرفته آموزش دادیم. نصف عمر مردم صرف این جملات شد: «یواش تر همسایه ها می شنون»، «آبرومون رفت، همسایه ها همه فهمیدن» ، «داد نزن، بچه ها خوابیدن» و ... حالا نگو با این کارها داریم دستی دستی خودمان را به کشتن می دهیم؛ آن وقت افزایش مرگ و میر در اثر سکته های قلبی را می اندازیم گردن آلودگی هوا و بنزین یورو 2 و کم تحرّکی! علی ای حال با عنایت به اینکه « از نیم زیان برگشتن سود است» چند راه کار اساسی و اسطقس دار در جهت تغییر فضای سلامت در خانواده و به تبع آن در جامعه ارائه می می کنیم: 
الف) نهادینه کردن دعوا: پیشنهاد می شود به منظور نهادینه کردن فرهنگ نزاع در خانواده، برنامه ویژه ای جهت آموزش دعوا در مهد های کودک و مدارس ابتدایی تدارک دیده شود. برنامه های طناب زنی، ژیمناستیک، شنا، پینگ و ورزش صبحگاهی که به دلایل فنی و سخت افزاری تعطیل شد، لااقل بساط دعوا پهن شود شاید ادامه دار شد.
ب) خود آموز دعوا: همیشه که نباید برای آموزش زبان انگلیسی یا تعمیر خودرو و یا نقاشی کودکان، خود آموز چاپ کرد. یک خود آموز مصور و جامع در خصوص دعوا تدوین، در سطوح مختلف جامعه توزیع شود. 
پ) دعوای زنده: مجوز بزن بزن یا جر و بحث اساسی و فیلتر نشده در برخی مناظرات زنده تلویزیونی یا برنامه نود صادر شود.( هر چند در حالت عادی نیز فحوای کلام برخی از مناظرات کمتر از دعوا های چاله میدان و گاراژ حاجی زغالی نیست!)

بانک میوه!

در همه جای دنیا مردم در آغاز سال نو به استقبال بهار یا زمستان یا هر فصل دیگری که دوست دارند، می روند و با به جای آوردن برخی رسم و رسوماتی مثل در آوردن درختان کاج از بیخ (البته دور از چشمان بانوی محیط زیست) این ایام خجسته را جشن می گیرند. در کشور ما نیز در این ایام بازار انواع رسم و رسومات از خانه تکانی، هفت سین، دید و بازدید، چهارشنبه سوزی ببخشید چهارشنبه سوری و ... داغ است. اما ظاهراً باید یک مراسم دیگر نیز به این رسم و رسومات اضافه شود آن هم مراسم قیمت بالا برون! ما متوجه نشدیم چرا در کشور ما، با نزدیک شدن هر نوع مراسم و مناسبت از مترقبه گرفته تا غیر مترقبه یک عده یاد کودکی های شان می افتند ولی به جای هوا کردن بادبادک، دق دلی شان را سر قیمت ها پیاده می کنند و تا جایی که بتوانند، قیمت ها دولا پهنا حساب می کنند. برایشان موقعیت و مناسبت هم مهم نیست. از عید و ماه رمبارک رمضان گرفته تا موسم نزولات جوی و باد باران. الان هم دوباره عید نزدیک شده و دلالان گرامی و مافیای میوه در حال چاق کردن قیمت انواع میوه جات هستند و هر قدر هم عزیزان ستاد تعزیرات و ستاد حمایت از تولید کننده در بعضعی مواقع مصرف کننده، هشدار می دهند، گوششان بدهکار نیست. هر چند ما در سنوات گذشته نیز رهنمودهای مدبرانه و فلک فرسایی در خصوص جلوگیری از افزایش بی رویه و هم در بیل میوه افاضات کردیم، ولی همانطور که مستحضرید یک دست صدا ندارد و نیاز به عزم ملی دارد. باور بفرمائید اگر رسانه ملی فقط چند ثانیه از پیام های بازرگانی را کم کند و یک نکته از هزاران را در راستای فرمایشات ما پخش کند، نور علی نور می شود. علی ای حال با عنایت به داشته ها و امکانات سخت افزاری موجود، کما فی السابق بساط بسته پیشنهادی را در خصوص بازار میوه شب عید پهن می کنیم. به شرطی که بچه های سد معبر آش را با جاش نبرند و بگذارند دو ریال کاسبی کنیم:
الف) جلوگیری از خام خواری: یکی از راه های جلوگیری از افزایش قیمت میوه در فصول مختلف، جلوگیری از خام خواری میوه می باشد. با توجه به قیمت تقریباً ثابت میوه های فرآوری شده، استفاده از کمپوت، آب میوه، مربا و برگه میوه جات می تواند در کاهش قیمت موثر باشد. باور بفرمائید تا اسم آبمیوه و کمپوت می آید ملت شاخک های شان بلاتشبیه عین پهپاد سمت بیماری و بیمارستان و عیادت می رود. چه اشکالی دارد برای مهمان هم از کمپوت و آبمیوه استفاده کنیم.
ب) ذخیره میوه در فصل مناسب: از دیگر شیوه های سوفسطایی و مدرن ذخیره میوه در فصل آن و استفاده از میوه های ذخیره شده در ایام نوروز می باشد. چطور دولت با همه گرفتاری های و مشغله هایی که دارد می تواند چندین هزار تن میوه برای شب عید ذخیره کند، آن وقت من و شما نمی توانیم دو جعبه میوه ذخیره کنیم!
پ) بانک میوه: الان در هر کوچه و خیابانی یک بانک دیده می شود. از بانک قطعات موبایل گرفته تا بانک نرم افزار و در سطح پیشرفته تر بانک اعضای بدن و خون و بند ناف و هزار رقم بانک دیگر . پیشنهاد می شود با نظارت بانک مرکزی بانک میوه هم احداث شود تا مردم بتوانند میوه های خود را در این بانک ذخیره کنند. به شرطی این بانک ها مثل آن بانکها به بهانه شلوغی و انبار گردانی و ... تحویل میوه را به بعد از ایام نوروز موکول نکنند! 


بر جای نشسته و جهان پیموده!

هر چند هنوز یک ماهی تا عید نوروز و آغاز سفر های نوروزی باقی مانده است، ولی با توجه به آغاز پیش فروش بلیط های رجا ( همان راه آهن خودمان) ما هم تصمیم گرفتیم کمی زود تر راجع به سفر و مسافرت و مقدمات آن افاضات کنیم تا اگر کسی قرار است از رهنمود های حکیمانه ما استفاده کند، فرصت کافی داشته باشد و هول هولکی برنامه ریزی نکند. هر چند رهنمود های ما تحت عنوان آخرین ورژن یا نسخه های روز دنیا ارائه می شود و با تورم و گرانی و حقوق دریافتی کارمندان منطبق است و قابلیت اجرایی در هر شرایط آب و هوایی و اقتصادی دارند!
و اما سفر ... دوستان عنایت داشته باشند سفر، تنها رفتن به آژانس های مسافرتی و رزرو بلیط برای کیش و دوبی و مالزی و یا مسافرت با اتوبوس و قطار نیست. چون فقط هزینه بلیط سفر به کیش از تهران و بالعکس برای دو نفر حداقل دو سه میلیون تومان آب می خورد! اتوبوس و قطار هم که قربانشان بروم نه از لاستیک های چینی اتوبوس خیری دیدیم و نه از تلق تولوق قطار! خدایی قطار هم قطار های قدیم که مثل بچه آدم مسیر ریل را می گرفتند و مستقیم می رفتند و لااقل از ریل خارج نمی شدند؛ ملت هم دلشان نمی آمد از قطار پیاده شوند و شب و روز در قطار بودند و به قول مولانا در میان این قطارم روز و شب... اما الان دائم باید در طول سفر با خودتان زمزمه کنید «زین سفر گر به سلامت به وطن بازرسم» و باقی ماجرا ... اما شما نگران نباشید. سفر درجات، مراتب و حالات مختلفی دارد که بعضاً بسیاری از هموطنان ما از این قبیل سفر های ارضی و سماوی بی اطلاع هستند و چون رسانه ملی تبلیغ می کند « راه تو را می خواند» با خود فکر می کنند حتماً شب عیدی باید به جاده بزنند. علی ای حال با عنایت به اینکه « سفر بی ‌روشنایی مصلحت نیست» چند پیشنهاد روشن گرایانه مسافرتی ارائه می کنیم تا خودتان تصمیم بگیرید:
الف) سفر های نشسته: در این نوع سفر با یک دستگاه لپ تاپ یا کامپیوتر خانگی وارد دنیای مجازی شوید و علی رغم اینکه سرعت اینترنت تان از سرعت یک حلزون قطع نخاعی کمتر است، می توانید کل دنیا را بگردید و به قولی «بر جای نشسته و جهان پیموده!» در این گونه سفر هم می توانید از سفره های آب زیر زمینی بازدید کنید و هم می توانید سری به سفره خانه های بین راهی بزنید! در واقع می توانید از عجایب هفت گانه گرفته تا سایر عجایب عالم را سیر کنید. خلاصه هم فال است هم تماشا...
ب) سفر های کامیونی:  این نوع سفر عمدتاً به صورت دسته جمعی صورت می گیرد و وسایل سخت افزاری مورد نیاز یک دستگاه کامیون و یک عدد نردبان است و چند نفر آدم پایه و عشق سفر... نمونه این گونه مسافرت ها را در سریال پایتخت 1 ساخته آقای سیروس مقدم دیده ایم. در ضمن همین الان از اطاق فرمان اشاره می کنند که ظاهراً بر اساس توافق انجام شده بین پلیس راه و وزارت راه، مسکن و شهر سازی، مقرر شده تا نوروز امسال کلیه چاله چوله های خیابان ها و اتوبان ها پر شوند. بنابراین سایر هموطنان که از خودروهای ایمن غول های خودروسازی کشور بهره مند هستند، می توانند با طیب خاطر و البته رعایت اصول و قوانین راهنمایی و رانندگی، به سفر های دور و دراز بروند. فقط اگر در ترافیک های 40 کیلو متری گیر افتادید یا به شر رانندگان بی مبالات در ماندید، خواهشاً ما را ملامت نکنید! سفر تان به خیر...

اختتامیه جشنواره ادبی "شاهوار"

شاهرود - خبرگزاری مهر: رئیس حوزه هنری استان سمنان تولید آثار هنری و آموزشی که منجر به تولید شود را دو ماموریت اصلی حوزه هنری دانست و گفت: جشنواره ادبی "شاهوار" یکی از کارهای فرهنگی خوبی است که مدت هفت سال است در حوزه هنری استان در بخش شعر و داستان کوتاه، برگزار می شود و بهانه ای برای دور هم جمع شدن شاعران و نویسندگان استان است.

آثار 25 نفر از هنرمندان حائز کسب رتبه برتر "جشنواره شاهروار" شدند

دبیر اجرایی جشنواره "شاهوار" اظهار داشت: در بخش آزاد داستان آثار امید جعفری و محمد میرزایی از شاهرود، میلاد مطهری از گرمسار و همچنین در بخش ویژه داستان آثار مهدی صباغی از گرمسار، لیلا نوحی طهرانی از شاهرود و خدیجه فولاد نژاد از دامغان از نظر هیئت داوران شایسته تقدیر شناخته شد.

میرحسینی در رابطه با آثار تقدیر شده بخش آزاد و ویژه شعر اعلام داشت: هیئت داوران در بخش آزاد شعر آثار ابوالفضل جبله، سارا احمدی قزل دشتی و سید محمد طباطبائیان از شاهرود، آزاده صاحیان از سمنان و بخش ویژه شعر آثار مرضیه براتی از شاهرود، الهه خلیلی از گرمسار و هادی ناظریان از گرگان را حائز تقدیر اعلام کرد.

وی در بخش دیگری از سخنان خود با اعلام نفرات برگزیده بخش ویژه شعر و داستان نیز گفت: با رای هیئت داوران در بخش ویژه شعر آثار بهمن نشاطی از گنبد کاووس، حسین عبدی از گرگان و مرضیه عاطفی از سمنان به ترتیب رتبه های اول تا سوم را به خود اختصاص داد و در بخش ویژه داستان، رتبه های اول تا سوم را آثار ، مهدی خواجوی از گرگان، علی میرزایی از دامغان و  وحید حاج سعیدی از علی آباد کتول به خود اختصاص دادند.

دبیر اجرایی جشنوار "شاهوار" در خاتمه تصریح کرد: هیئت داوران در بخش آزاد داستان آثار سعید میرزایی، فاطمه زهرا چمنی و عاطفه اردیانی از شاهرود را حائز کسب رتبه های اول تا سوم دانست و در بخش آزاد شعر نازفر عصار از سمنان، ابوالفضل حسنیان از سرخه و میترا سادات دهقانی از سمنان را به عنوان نفرات اول تا سوم معرفی کرد.

لیگ برتر یا جدول تناوبی عناصر!



هر چند رسانه ملی، نشریات ورزشی، سایت ها و خبرگزاری ها چند برابر نیاز جامعه از فوتبال و مخلّفات و حواشی آن می نویسند، ولی عجالتاً با توجه به نزدیک شدن به روز های پایانی لیگ، بر آن شدیم ما هم لگدی به این توپ های نارنجی رنگ اَل اشپرت بزنیم و از فوتبال بنویسیم. راستش را بخواهید تا همین ده دوازده سال قبل، کل ورزش مملکت در تیم های فوتبال سرخابی پایتخت خلاصه می شد و ابر و باد و خورشید و فلک و فدراسیون و کمیته انضباطی و کمیته استیناف و ... دست به دست هم می دادند به مهر، تا یکی از این دو تیم قهرمان شود و دیگری نائب قهرمان! لیگ که شروع می شد قهرمان و نائب قهرمان از قبل معلوم بودند و بقیه برای مقام سوم به بعد دست و پا می زدند. یادش به خیر اگر یکی از بازیکنان این دو تیم دو روز مانده به بازی عطسه می کرد یا هوا اگر ابری می شد، بازی دو هفته به تعویق می افتاد. تمام کارشناسان برنامه های ورزشی هم مباحث خود را بر اساس برد این دو تیم تنظیم می کردند و ساعت ها در خصوص توانایی های این دو تیم سخن فرسایی می کردند و اگر یکروز زبان عمو سیفی لال یکی از این تیم ها می باخت، کارشناسان چیزی برای گفتن پیدا نمی کردند. اما حالا دوره و زمانه پشت و رو شده و نصف تیم ها ادعای قهرمانی دارند. این دو تیم هم هر سال نصف بازیکنان سپاهان را به خدمت می گیرند ولی باز هم سپاهان قهرمان می شود! هر چند صبغه فوتبالی ما چندان اسطقس دار و ریشه ای نیست که عادل خان فردوسی پور ما را به برنامه نود دعوت کند ولی در این باره به کشفیاتی دست پیدا کرده ایم. اگر نیم نگاهی به تیم های های فوتبال و فوتسال مملکت بیاندازیم، بیشتر شبیه جدول تناوبی عناصر است و آدم یاد خدا بیامرز مندلیف می افتد. تیم هایی مثل سنگ آهن، فولاد، آلومینیم، مس، ذوب آهن، عملیات غیر صنعتی و ... که آویزان بودجه بیت المال هستند، جای تیم هایی مثل اتحاد، وحدت، عقاب و ... را گرفته اند و سالی چند میلیارد پول بی زبان را شاباش می کنند. نکته بعد اینکه قبل از شروع لیگ بازیکنان میلیاردی با هزار پیغام و پسغام و قایم موشک بازی با باشگاه ها قرار داد ترکمن چای امضا می کنند و قصدشان از آمدن به تیم را فقط عشق به هواداران اعلام می کنند ولی در وسط فصل از تیم های عربی سر در می آورند و دست مربیان در پوست افسنطین می گذارند! آنهایی که معتقدند « در این شرایط پرسپولیس را تنها نمی گذاریم» خدا وکیلی اگر تنها بگذارند، سنگین ترند. چون مربی از بچه های امید استفاده می کند و آنها لااقل بالای 6/2 کیلومتر می دوند! از دیگر نکات استثنایی در این فوتبال بی در و پیکر پاردوکس و تضاد است. دوستان از یک طرف ادعا می کنند با قرض و قوله گذران زندگی می کنند ولی از همان طرف هم می گویند سالی 15 میلیون پول لباس می دهند! جشن تولد هیچ کدام هم که به سلامتی از قلم نمی افتد و بساط کیک و کلاه بوقی و شیپور تولد در اکثر تمرین ها به راه است! هر چند به قول برخی دوستان « اصلاح مدار این ستاره ... صد سال تمام کار داره!» ولی ما با تمام قوا و به شدت به ارائه پیشنهادات سازنده خودمان می پردازیم: الف) سلام فوتبال: بعد از اجرای موفقیت آمیز طرح سلام سینما، یک بار هم لیگ بدون بلیط فروشی برگزار شود، شاید بازیکنان با دیدن چهار تا هوا دار یک کم بیشتر بدوند و اگر شرایط اجازه داد، روم به دیوار، عصاره بابونه به روتون گل هم به ثمر برسانند. ب) تست غیرت و تعصب به باشگاه: تیم ها به جای تست پزشکی و تست ورزشی، یک تست غیرت و تعصب به باشگاه هم در لابلای تست ها قرار دهند و مطمئن شوند اگر چند صباح دیگر باشگاهی سر کیسه را شل کرد، این بازیکن دست و پایش شل نمی شود. امتحانش ضرر ندارد.

شب به خیر سینما!



هر چند نقد در حوزه هنر هفتم یا همان سینمای خودمان، احتیاج به ظاهر متفاوت و ملزومات خاصی نظیر دستمال گردن، بند عینک و بندیلک (همان بند هیکل سابق) دارد ولی عجالتاً ما امروز تصمیم گرفتیم اگر ریا نباشد دست خالی و با همین ظاهر روتوش نشده خودمان راجع به سینمای مملکت اظهار نظر کنیم آن هم به شدت و با تمام قوا. البته از شما چه پنهان راجع به خود سینما که نه؛ چرا که این سینمای معنا گرا با هنر پیشه های معناگرا تر که اصلاً حرف ندارد، ما می خواهیم از دود و دم پخش شده در فضای سینما و جشنواره امسال صحبت کنیم. چرا بیخودی سرفه می کنی پدر جان؟!  چرا سیاه نمایی می کنی؟ منظور از دود و دم در سینما استفاده بیش از حد از «سیگار» توسط شخصیت ها و هنرپیشگان  فیلم های سینمایی شرکت داده شده در جشنواره فجر امسال است که گویی سیگار بخشی از اکسسوار فیلم ها است. در اکثر فیلم های امسال این بزرگواران در شاد ترین لحضات به سیگار پناه می بردند و در اوج مصائب و گرفتاری های روحی و روانی هم سیگاری آتش می زدند و در یک کلام دم دست ترین و آنی ترین راهکار حل مشکلات اقتصادی، روانی، اجتماعی و ... را پناه بردن به این هدیه سرخپوست ها به کریستف کلمب می دانستند و آدم را یاد این جمله می انداختند که «اگر باشی یا نباشی زندگی می گذرد !اگر باشی با تو... اگر نباشی با سیگار!» البته برخی از هنرپیشگان پا را از موکت شان هم کمی فراتر گذاشته بودند و چنان با ولع و لذتی وصف ناشدنی حشیش می کشیدند ( البته در فیلم) که انگار جد اندر جد معتاد بالفطره بوده اند! فقط کم مانده بود که هنرپیشگان فیلم تاریخی «رستاخیز» ساخته احمد رضا درویش هم همرنگ جماعت شوند و از لای دستارشان یک چپق نیم متری در بیاورند تا جنس جور شود که ظاهراً بنا به ملاحظات تاریخی و تقدم و تاخر در اختراع چپق این امر محقق نشد! در واقع جشنواره فیلم فجر امسال را باید یکی از دودآلود ترین جشنواره ها دانست که تقریباً در اکثر فیلم های به نمایش در آمده، این دود سیگار بود که بی حساب و کتاب به هوا می رفت و به قولی ز دود دهان ها جهان تیره گون... تا جایی که بعد از اکران فیلم ها در سالن و و محوطه بیرونی سالن جشنواره، الگو برداری از هنرپیشگان به کرات مشاهده می شد. علی ای حال با عنایت به اینکه الگوبرداری از هنرپیشگان و سایر افراد مشهور جامعه توسط نسل جوان امری بدیهی و طبیعی است و ممکن است هر آنچه بر و بچه های انجمن مبارزه با دخانیات و کمپین های ترک سیگار رشته اند، یک شبه پنبه شود ما سعی می کنیم طوری که به کسی بر نخورد(چون هنرمندان روحیه حساس و شکننده ای دارند) ، رهنمود های ضد دودی خودمان را ارائه کنیم: الف) دود سفید: رسم و رسومات عجیب در سینما فراوان است از فرش قرمز گرفته تا سایر داستان ها ... فقط دوستان عنایت داشته باشند یک وقت هوس نکنند، هنگام اعطای جوایز دود سفید از دود کش برج میلاد به هوا بلند کنند. چون همین طوری هم خلق الله به زور نفس می کشند. ب) شب به خیر سینما: بعد از اجرای طرح «سلام سینما» مردم در حال آشتی کردن با سینما هستند و برخی بعد از چهل سال دوباره به سالن سینما ها سلام گفتند. نشود خدای ناکرده با پخش فیلم های دودی خانواده ها برای هیمشه قید سینما را بزنند و طرح« شب به خیر سینما» را کلید بزنند! از ما گفتن بود...

وزارت ازدواج و طلاق!

ما گاهی اوقات که خوشی منتهی الیه دلمان ما را می زند و به خیال خودمان پیشنهادات و رهنمود های محیر العقول مان، در رفع دغدغه های مختلف مردم و مسئولین تاثیرات وافی و کافی داشته است، با فراغ بال و شرح صدر و گشادگی چهره و ... روی تراس منزل می نشینیم و به جای گوش کردن به الحان بلبل و سایر پرندگان، به زوزه های اره برقی هایی که با مجوز در حال قطع ده هزار اصله درخت از همین جنگل روبروی خانه مان هستند، گوش فرا می دهیم!( قابل توجه بانوی محیط زیست) این طوری هم این دوستان در حال پیشروی هستند فکر کنم تا صباح دیگر به جای شبنم «جنگلی بینی که خاک اره می‌چکد از برگ گل» بگذریم... هر چند ارائه پیشنهاد و رهنمود از دلمشغولی ها و علاقه مندی های اساسی حقیر محسوب می شود ولی این دلیل نمی شود که به نظرات سایر دوستان بی توجه باشیم؛ فلذا در طرح ها و پیشنهادات عزیزان مسئول و غیر مسئول نیز تامل و تدبر می کنیم. آخرین پیشنهادی که نظر ما را به خودش جلب کرد و اینکه چطور چنین پیشنهادی به ذهن خودمان نرسید، پیشنهاد تاسیس « وزارت ازدواج و طلاق» است!
اصل پیشنهاد به روایت جراید ....ابراهیم نکو عضو هیات رئیسه کمیسیون اقتصادی مجلس از تدوین پیش نویس طرح تشکیل وزارت ازدواج و طلاق خبر داد و گفت: «با توجه به این که ادغام وزارت ورزش و جوانان به بی توجهی به حوزه جوانان منجر شد، تشکیل این وزارتخانه کمک بزرگی به حل معضلات جامعه جوان خواهد کرد؛ به طوری که با تشکیل وزارت ازدواج و طلاق علاوه بر تسهیل در ازدواج جوانان، راهکارهای کاهش تمایل جوانان به طلاق و جدایی نیز بررسی خواهد شد.»( جام جم – 24 بهمن 92)
همانطور که در ابتدای عرایض مان فرمودیم ارائه پیشنهاد و تاسیس وزارتخانه جدید فی نفسه بد نیست ولی دوستان فقط عنایت داشته باشند قبل از تاسیس هر گونه وزرات خانه همان اول کاری، شرح وظایف دوستان را با ماژیک روی وایت برد یا یک تکه مقوای بزرگ بنویسند که شبهه ایجاد نشود و دوستان از اهداف تشکیل وزارتخانه جدید غافل نیفتند. چون وزیر محترم کار در دولت قبلی مدعی بود که وزارت کار هیچ تعهدی در قبال ایجاد اشتغال ندارد! علی ای حال ضمن تقدیر و تشکر از فعالان حوزه ازدواج که به نیت خیر دنبال حل مشکلات جوانان هستند،( البته منظور عمه تُکَز، عمه عمو سیفی نیست که بیش از حد در زمینه ازدواج فعال است و تا بحال 5 مورد ازدواج نافرجام داشت است !) به استحضار می رساند تا جایی ما خبر داریم مشکل ازدواج جوانان با تاسیس وزارتخانه و اداره و سازمان حل نمی شود. چرا که اگر قرار باشد بابت حل هر مشکل یک وزارتخانه جدید تاسیس کنیم الان باید به تاسیس وزارتخانه آلودگی هوا، وزارتخانه ریز گرد ها، وزارتخانه انتقال پایتخت و ...  هم فکر می کردیم. علی ای حال با عنایت وظیفه ذاتی مان در خصوص رهنمون سازی دوستان به امورات صواب چند نکته به عرض می رسانیم:
الف) حل مشکل وام : یکی از مشکلات اساسی جوانان در مقوله ازدواج مسئله وام ازدواج است. شما داستان وام ازدواج را سر و سامان دهید، نصف مشکلات ازدواج جوانان خود به خود حل می شود.
 ب) موضوعات حاشیه ای: نکته بعد اینکه ما می ترسیم این وزارتخانه در بدو تاسیس که هنوز نو پا است خاکی بزند و مثل برخی ادارات و نهاد ها به امورات فرعی بپردازد نظیر: گل گرفتن درب موسسات همسر یابی، تاسیس بانک ترانه یا شادمانه های ملی جهت مراسمات، سامانه تعیین مهریه، سامانه تعیین نام فرزند با توجه به نام والدین، سامانه اجاره میز و صندلی برای مراسمات، نوبت دهی برای طلاق و ...  موفق باشید...

گزینه های داخل کشوی میز!


راستش را بخواهید این روز ها به هر طرف که نگاه می کنیم صحبت از گزینه های روی میز است. از حامد زمانی خواننده عزیز و انقلابی گرفته تا مردم کوچه و خیابان از دانش آموز و استاد گرفته تا زن و مرد، بزرگ و کوچک، پیر و جوان و ... که همه و همه گزینه های روی میز را همنوا با حامد زمانی زمزمه می کنند. البته یک عده هم در ینگه دینا که از قضا خودشان را کدخدای دهکده جهانی و نخود هر آبگوشت می دانند، از گزینه های پوسیده و نخ نمای روی میز شان صحبت می کنند. البته فعلاً که به جز هارت و پورت و یا به عبارتی قمپز در کردن( شلیک توپ با تیر های مشقی که در دوره عثمانی ها مد بود) و تحریم های ناجوانمردانه و ناعادلانه، ما که چیز دیگری ندیدیم! اصلاً ما بالاخره نفهمیدیم این بندگان خدا نفهم هستند، یا خودشان را به نفهمی زده اند که قدرت ایران و ایرانی جماعت را دست کم گرفته اند. به قول سردار فدوی فرمانده نیروی دریائی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی «وقتی ناو هواپیمابرتان را با 5 هزار خدمه در حال غرق شدن در خلیج فارس دیدید، آن وقت به قدرت سپاه پی می برید.» به نقل از جراید
علی ای حال با اینکه ملت همیشه در صحنه پاسخ شفاف و روشن خود را روز 22 بهمن به دولتمردان آمریکا داد ولی دلیل نمی شود ما در این رابطه سکوت کنیم. فلذا با عنایت تجارب ارزشمندمان در حل موضوعات و مناقشات مختلف داخلی و بین المللی، چند پیشنهاد برای دولتمردان آمریکا داریم. هر چند اینان پر رو تر و نفهم تر از این هستند که عمق و مفهوم پیام ما را درک کنند، چرا که اگر نبودند در طول این 35 سال یک چیزهایی دستگیرشان می شد. بنده معتقدم حالا که در طول این سی سال گزینه های روی میز شما شامل کودتا، تحریم، تهدید، ترور بزرگان و دانشمندان، شلیک به هواپیمای مسافر بری، ترساندن سایر کشور ها حتی در مورد آب خوردن با ایران سر یک میز، راه اندازی پروژه اسلام هراسی، جنگ تحمیلی، جنگ نرم، جنگ سرد، جنگ ولرم و .... جواب نداد، یک نگاهی هم به گزینه های داخل کشوی میز بیاندازید جای دوری نمی رود:
الف) نوشتن غلط کردم نامه: اگر ملا بنویسی، کاتبی، کسی دور و برتان هست از ایشان بخواهید چند خط عذر خواهی در قالب «غلط کردم نامه» خطاب به مردم ایران اصلاً خطاب به مردم کل دنیا بنویسد و از همه بابت این چند قرن خونخواری، شرارت، جنگ افروزی و وحشی بازی عذر خواهی کنید.
ب) اقرار به قدرت و اقتدار ایران: بیش از سه دهه است محاسبات شما در مورد ایران اشتباه از آب در می آید. باور کنید سی سال زمان کمی نیست. سن 10 تا خر پیر است! در این مدت اگر به دسته بیل آب داده بودید، میوه می داد. ما نمی دانیم شما هم از سنگ پا استفاده می کنید یا خیر ولی در کشور ما در این مواقع به طرف می گویند رو که نیست سنگ پای یکی از شهر های مرکزی ایران است! به نظر دیگر وقت آن رسیده اقتدار کشور و مردم ما را به رسمیت بشمارید و برای مردم ما احترام قائل شوید.
پ) چال کردن میز: در خاتمه نیز توصیه می کنیم قبل از این که جهنم دیگری مثل ویتام و عراق و افغانستان برای خودتان بسازید و لقمه دیگری در گلویتان گیر کند، گزینه های روی این میز کذایی تان را برای همیشه چال کنید. از ما گفتن بود...

لیگ برتر و رژیم لاغری!



بعد از راه افتادن تب القاب آکادمیک در کشور و فله ای شدن دریافت برخی مدارک دانشگاهی و قابلیت داد و ستد و حتی پیشنهاد عرضه شدن آنها در بورس و فرا بورس، بالتبع ارائه نظرات کارشناسی و بالاتر حسابی رونق گرفته است. با ورود این نقطه نظرات قلقلی و کج و کوله به جامعه علی الخصوص در مورد ورزش همگانی، خیلی از افراد تصور می کنند برای رسیدن به تناسب اندام باید شخصاً به ورزش پرداخت و تماشای مسابقات ورزشی هیچ تاثیری در سلامت انسان ندارد و به نوعی اتلاف وقت تلف محسوب می شود. البته شما به دل نگیرید. این دوستان چون در عمرشان یک بار هم به توپ لگد نزده اند، یا حتی پایشان را در جوب نگذاشته اند چه برسد به شنا در استخر، اصلاً مفهوم آندورفین، هیجان آنی، احوالپرسی با اقوام سببی و نسبی داور، تخمه شکستن، شرط بندی، تبانی، کمیته انضباطی و این جور چیز ها را درک نمی کنند و ورزش از زاویه دید آنها یعنی جست و خیز روی ترد میل و خم و راست شدن با این چیزهایی که تلویزیون شبانه روز تبلیغ می کند. از سویی چون این افراد مثل زامبی ها، همه جای کره زمین پراکنده هستند، دانشمندان همیشه در صحنه و بزرگوار تصمیم گرفتند با تحقیقاتشان یک گوشمالی مَشتی به آنها بدهند تا دیگر تماشای مسابقات ورزشی را به مثابه اتلاف وقت در نظر نگیرند. اصل سند به روایت جراید دارای تناسب اندام و فاقد هر گونه چربی اضافه...

« محققان دانشگاه وسترن سیدنی به این نتیجه رسیده اند، تماشای برنامه های تلویزیونی ضربان قلب آدم را مثل موقع ورزش کردن بالا می برد و همین باعث می شود، کالری های موجود در بدن بسوزند و افراد لاغر شوند.»( مجله دانستنیها – آذر 92)

ملاحظه فرمودید. گاهی اوقات این تحقیقات دانشمندان درست به وسط خال می خورد و عین صواب است. در واقع زمانی که شما یک خروار چی توز موتوری، یک کیسه پفک و مقادیر معتنابهی تخمه جات و آجیل خام می خرید و باغ مغازه دار را آباد می کنید تا با دوستان یا اهل و عیال به تماشای ال کلاسیکو بنشینید یعنی سناریوی سلامتی خودتان را کلید زده اید و هر قدر جناب رونالدو و مسی عین غزال وحشی و یوز ایرانی در حال انقراض، این طرف و آن طرف بروند و عرق بریزند، مستقیم به حساب سلامتی شما واریز می شود و هر چه آنها بیشتر بدوند، شما بیشتر کالری می سوزانید! سلامتی هم که شوخی بردار نیست.

نکته بعدی اینکه دوستانی که فکر می کنند لیگ برتر ما که گاهی در آن بازیکنان برجسته، کمتر از 4/2 کیلو متر در زمین می دوند، در سلامت تماشاگران تاثیر ندارد، به شدت در اشتباهند؛ چرا که فقط تماشای فوتبال سطح بالا در سلامتی موثر نیست، بلکه یکی دیگر از عوامل موثر در لاغری و جزغاله کردن کالری های اضافه و چربی های موجود در لابلای امعا و احشاء آدمی، همین حرص خوردن است. بازیکنی که توپ را به جای دروازه هفت متری خالی، داخل باقالی ها شوت می کند یا وقتی بازیکنان تیم بزرگ پایتخت در جام حذفی هیچکدام از پنالتی ها را گل نمی کنند به نظر شما در لاغری من و شما موثر نیست!؟ قطعاً هست و اگر این طور نبود سردار از بیت المال و یارانه سلامت من و شما، بابت تیم قرمز پایتخت 62 میلیارد تومان ناقابل هزینه نمی کرد!؟ این طور نیست؟!

دیدن خواب با کیفیت HD! روزنامه اطلاعات

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

شاباش بیت المال در بانک های دولتی!

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

لیگ برتر و رژیم لاغری!

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

مدیریت بحران و گسل نقطه به نقطه!

مدیریت بحران و گسل نقطه به نقطه!
اینکه برخی به ضرس قاطع گفته اند« عجب روزگار عجیبی است این روزگار » حقیقتاً درست گفته اند. گاهی اوقات آدم چیزهایی می بیند و می شنود که کم مانده روی سرش اسفناج سبز شود! دیروز یکی از روزنامه ها یک طرف صفحه از وجود «بهشت در تهران» و باغات مشجر و نهر های با صفا خبر داده بود و درست پشت همان صفحه خبری از فعالیت یک گسل جدید در اتوبان همت چاپ کرده بود! ما نفهمیدیم دم خروس را باور کنیم یا قسم را... این چه بهشتی است که روی گسل بنا شده آن هم گسل های فعال. اما اصل داستان گسل... «به گزارش ایسنا دکتر بیت‌اللهی در سمینار مدیریت و کاهش خطر پذیری شهری با بیان اینکه گسل‌های فراوانی در سراسر کشورمان وجود داشته و فعالند، افزود: در اتوبان همت نیز گسل جدیدی قرار دارد و اتوبان پردیس نیز روی گسل ساخته شده و به طور کلی کمتر جایی است که در معرض خطر نباشد. ایشان همچنین افزود در 20 سال اخیر حدود 30 هزار زلزله کوچک و بزرگ در کشور رخ داده است.» (به نقل از جراید) حقیقتاً گاهی اوقات ما مقصود از برگزاری چنین همایش ها و هزینه های مربوط را درک نمی کنیم. یعنی مشکل گود برداری های غیر مجاز، آلودگی هوا، آلودگی آب شرب، ریز گردها، گرانی و تورم، خطر حذف یارانه، نبودن در لیست سبد کالا بگیران و ... کم بود حالا دوستان دست به کار شده اند عین ماجرای تورم، راه افتاده اند در بزرگراه و اتوبان، «گسل نقطه به نقطه» پیدا می کنند! دکتر جان به قول شاعر «برایم حکایتی شیرین بگو تا زمانی دلم بیاسد» آن وقت شما سر صبح ته دل مردم را خالی می کنید و گسل جدید پیدا می کنید؟ اصلاً چیزی که نه به دار است و نه به بار؛ این همه بگیر و ببند و هیاهو دارد؟! در ثانی بروز حوادث غیر مترقبه چیز جدیدی نیست و امری کاملاً طبیعی است و به قولی «گه زلزله گاه سیل خیزد» 30 هزار زلزله آمده است این یکی هم روش؛ ماشالله به چشم و ابروش... نکته بعد اینکه شاید گسل فی نفسه هراسناک و هول آور به نظر برسد ولی عزیزی که همچون حقیر دغدغه آسایش مردم نیام از چشمانش ربوده، در باره ناچیز بودن هراس از گسل چنین سروده است: هر چند گسل فت و فراوان داریم . . .  از شوش گرفته تا لویزان داریم / اما دلمان محکم و قرص است همه . . . زیرا که مدیریت بحران داریم!   

یارانه نگیران 93!


خیلی ها معتقدند ایرانی ها حافظه تاریخی ندارند؛ خدمت این دوستان بزرگوار عرض کنم ما شخصاً علاوه بر اینکه حافظه تاریخی و جغرافیایی داریم یک حافظه جانبی 16 گیگ هم داریم! مقصود کلام اینکه امروزه دیگر برای سفر به ایام گذشته نیازی به فشار آوردن به حافظه و بلاتشبیه زور زدن نیست و با وجود دنیای مجازی و موتور های جستجوگر، همه چیز روی دایره است! چندسال قبل که صحبت از جراحی اقتصادی و رساندن یارانه به نیازمندان واقعی شد، خلق الله این موضوع را جدی نگرفتند، تا اینکه اول از همه نمایندگان مجلس و وزرا در صف ایستادند و فرم مخصوص پر کردند. بعد وقتی دیدند اوضاع کشمشی است و علاوه بر کل جمعیت کشور، نیازمندان خارج از کشور هم یارانه بگیر شدند، از خلق الله خواستند که انصراف بدهند. باز هم وزرا و نمایندگان مجلس( البته در دولت قبل) صف شکن شدند و انصراف دادند ولی ظاهراً این علاج کار نشد و دولت فعلی بر خلاف دولت قبلی که یارانه بگیران را مشخص کرد، در صدد شناسائی یارانه نگیران است! براین اساس مقرر شد برای شناسایی افراد با درآمد مناسب و کافی، دولت یک خط درآمدی با ملاک قراردادن درآمد سالانه افراد تعیین و یارانه افرادی که درآمد سالانه شان بالای این خط درآمدی است، حذف شود. همچنین  افرادی که با ارائه اطلاعات غلط درباره میزان درآمدشان، باز هم یارانه بگیرند سه برابر یارانه دریافتی جریمه خواهند شد. ( جام جم 8 بهمن) تا جایی که به خاطر خطیر ما خطور می کند، دولت قبلی هم همین طرح را پیاده کرد که اوضاع اینچنین شد. طرف با چهار صد هکتار زمین کشاورزی و 6 حلقه چاه و 11 دستگاه تراکتور و کمباین و تیلر در بخش شغل و درآمد «کشاورز و در آمد نا مشخص» را تیک زده و همسایه ما نیز با نیم هکتار زمین و 6 سر عائله و 11 دفترچه اقساط هم همین طور. هر دو هم در حال حاضر یارانه بگیرند!  بنابراین دوستان در جریان باشند برای کشیدن این خط در آمدی بیشتر دقت کنند. یک وقت مثل داستان خوشه بندی نشود که من و علی دائی و بابک زنجانی هم خوشه شده بودیم! در ثانی تا جایی که مرسوم است جریمه علی الاصول باید با جرم تناسب داشته باشد و به قولی ماهیت بازدارندگی، به نظر شما، جریمه ای معادل سه برابر یارانه یک پورشه سوار به ریسک نوشتن «در آمد نامشخص» نمی ارزد! به قول شاعر سنگ مفت، یارانه مفت!

زنبیل کالا و جمعیت هدف!

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

سمفونی زندگی در صدای قورباغه!

با اجازه دوستان ما امروز تصمیم گرفتیم از دنیای سیاست، اقتصاد، ورزش، یارانه، شورای رقابت و ... به اندازه سر سوزنی فاصله بگیریم و نگاهی به طبیعت داشته باشیم. البته منظورمان پرداختن به کشتار بی رویه پلنگ و پرنده و قطع درختان چند هزار ساله و ... نیست. چرا که سرکار خانم محیط زیست علاوه بر تلاش در جهت رفع آلودگی هوا، مراقب حیات وحش نیز هست و خیالمان از این بابت تخت تخت است. ما امروز قصد داریم سری به اعماق مرداب های جنگل های مالزی بزنیم و از خوش آهنگ ترین آوای طبیعی در جهان مطلب بنویسیم.
«بر اساس یک نظرسنجی از سوی پایگاه اینترنتی Beautiful Now، خوش‌آهنگ‌ترین آوای طبیعی در جهان انتخاب شد. به گزارش ایسنا، در این نظرسنجی کاربران به آواز یک قورباغه که در اعماق تاریک مرداب‌های جنگل‌های گرمسیری «پارک ملی کوباهِ» مالزی واقع در جزیره «بورنئو» زندگی می‌کند، رای دادند. در این رقابت سالانه از 12 کاندیدای فینالیست 10 کاندیدا جزو صداهای طبیعی جهان بودند. این آواها از صدای آواز پرندگان گرفته تا صدای رقص هارمونی آب با صخره و شن را دربرمی‌گرفتند. دو فینالیست دیگر نیز از جنگل‌های استرالیا قدم به این رقابت گذاشته بودند که یکی مربوط به آواز مرغ بهشتی و دیگری هم مربوط به هم‌سرایی پرندگان currawong از دسته گنجشک‌سانان بود. «جولین تریژر»، داور این رقابت درباره انتخاب این قورباغه گفت: آواز این قورباغه چیزی شبیه «سمفونی زندگی» است که خود را ابراز می‌کند. ( به نقل جراید خوش الحان) ما همیشه خدا فکر می کردیم قورباغه به جز قور قور کردن هنر دیگری ندارد و در مواقعی هم که آب سر بالا می رود، به زور ابو عطا می خواند. اما وقتی امروز شنیدیم قورباغه آواز خواندن هم بلد است، تعجب کردیم؛ حتماً دو روز دیگر مدعی می شود « چنین مرداب نه سزای چو من خوش الحانیست!» البته در این دوره و زمانه که همه چیز پشت و رو شده و تیمی با چهل میلیارد هزینه و چهل میلیون طرفدار یک پنالتی هم را گل نمی کند، معلوم است که قورباغه باید در آواز خوانی اول شود!